يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸
ساعت : ۰۴:۱۹
کد خبر: ۱۰۲۲۶۱
|
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۸
ناصر امین‌زاده
مقوله فرهنگ را باید یکی از اساسی‌ترین پایه‌های جامعه اسلامی ایرانی دانست که نقش بسیار حساس و دقیقی در ارتقای فرهنگ عمومی مردم کشورمان دارد. مساله‌ای که همواره مورد توجه رهبر معظم انقلاب بوده و ایشان مکرراً در بیانات خود با استفاده از کلیدواژه‌های مختلفی نظیر جنگ نرم، رفع مظلومیت از فرهنگ و … به این دغدغه بسیار مهم خود اشاره کرده‌اند. سازمان‌ها و ارگان‌های زیادی در ارتقای فرهنگی مردم نقش دارند که شاید بتوان گفت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با هم‌افزایی روسای این نهادها در یک مجوعه پرچمدار این عرصه است. بر همین اساس، به نظر می‌رسد که مدیریت شهری تهران با اشراف هرچه دقیق‌تر به کارکرد این سازمان و لزوم انجام فعالیت‌های فرهنگی در سطح کلان به مانند گذشته، حمایت‌های مادی و معنوی خود را در قالب همکاری و هم‌افزایی گسترده بر این نهاد روا دارد.

اولین ظرفیت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران؛ پشتوانه عظیم و تاثیرگذار مسئولان فرهنگی

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در دهه ۷۰ و با هدف رشد و گسترش ارزش‌های فرهنگ اسلامی در سطح جامعه و نمود یافتن این ارزش‌ها در رفتارهای شهروندان ایجاد شد. باید اشاره داشت که ظرفیت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در اجرای امور فرهنگی و نهادینه کردن فرهنگ ایرانی اسلامی در تک‌تک اعضای جامعه در دو بخش کلی قابل بیان است؛ در وهله اول نگاهی به ترکیب اعضا هیئت امنا این سازمان نشان می‌دهد که این مجموعه از یک پشتوانه عظیم دولتی، اجتماعی و سیاسی برخوردار است. این اعضا عبارتند از: شهردار تهران، رییس سازمان تبلیغات اسلامی، رییس سازمان صدا و سیما، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، وزیر آموزش و پرورش، رییس سازمان بسیج مستضعفین، رییس شورای فرهنگی اجتماعی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و رییس شورای اسلامی شهر تهران. بنابراین مسئولین حوزه‌های مختلف فرهنگی جامعه که از تاثیرگذاری بسیار خوبی برخوردار هستند، در یک نهاد گرد هم آمده‌اند و بر همین اساس، این نهاد می‌تواند به محل هم‌افزایی در عرصه فرهنگ، تبدیل شود.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی فعالیت‌های فرهنگی و هنری در حوزه‌های مختلف سینما، کتاب، مطبوعات و سایر محصولات فرهنگی است در کنار وزارت آموزش و پرورش که مستقیماً با ۱۵ میلیون نفر دانش آموز و معلم سروکار دارد و وظیفه مهم انتقال فرهنگی و جامعه‌پذیری آینده سازان کشور را بر عهده دارد، از طرفی سازمان صدا و سیما که به گونه‌ای متولی فرهنگ عمومی کشور است و به عنوان یک دانشگاه عمومی، می‌تواند تاثیر بسیار مهمی در بسط ارزش‌های ایرانی-اسلامی ایفا نماید، در کنار سایر نهادهای فوق الذکر، فرصت ویژه‌ای را در اختیار دغدغه‌مندان و مسئولین این سازمان قرار داده است و می‌توانند از این طریق اهداف فرهنگی را مشخص و برای تحقق آن‌ها برنامه ریزی و اقدام کنند.

مراکز فراوان فرهنگی در سطح شهر و زنگ خطر بزرگ برای مسئولان فرهنگی کشور

در وهله دوم، باید به کارکرد مراکز فراوان این سازمان که به صورت مویرگی و یکپارچه در دل شهر تهران پراکنده شده است، دقت داشت. علی رغم حضور نیروی انسانی کارآمد و گسترده در سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که در تمام لحظات آماده خدمت‌رسانی فرهنگی به مردم شهر است، متاسفانه دیده می‌شود که به دلایلی نظیر سیاست‌زدگی‌ها، کمبود بودجه و … این نیروهای کارآمد، کم‌کار شده‌اند. این موضوع مطمئناً زنگ خطر بسیار بلندی را برای مسئولان فرهنگی کشور به صدا درمی‌آورد. علاوه بر این، نباید فراموش کرد که دشمن با تمام توان و امکانات خود، هجمه فرهنگی بزرگی را علیه مردم دین‌دار ما تدارک دیده است و نیاز مردم به خدمات فرهنگی که منجر به ارتقای فرهنگ عمومی می‌گردد، بیش از گذشته احساس می‌شود. بر همین اساس باید اذعان کرد که سازمان فرهنگی هنری بیش از پیش نیاز به کمک دارد چرا که خطر بزرگی در کمین است.

با این اوصاف و در مسیر تحقق اهداف مهم فرهنگی، لازم است چند نکته اساسی را مورد توجه قرار داد که اجمالا به آنها اشاره می‌شود:
۱- پرهیز از سیاست زدگی: اهداف فرهنگی نباید دستاویز و وجه المصالحه اغراض سیاسی گروه‌ها و جناح‌های مختلف شود. سیاست‌زدگی، آفت امروز جامعه ماست و برای تعقیب اهداف فرهنگی جامعه، باید فارغ از گرایش‌های سیاسی، به حوزه تخصصی فرهنگ، نگاه ویژه داشت. مبادا جهت‌گیری‌های سیاسی مانع همکاری نهادهای دیگر با سازمان فرهنگی هنری شهرداری شود که خود آسیبی بس بزرگ‌تر می‌باشد. در حقیقت، مقوله فرهنگ یک موضوع فراملی است که نباید مستمسک فعالیت‌های سیاسی و جناحی قرار گیرد.
۲- استفاده از ظرفیت‌ها: سازمان فرهنگی هنری با ویژگی‌هایی که ذکر گردید و به عنوان محل هم‌افزایی فرهنگی در کشور، لازم است تمام توان اندیشمندان و صاحب نظران جامعه را در جهت بقا فرهنگ ایرانی-اسلامی و مقابله با هجوم ارزش‌های متعارض با نظام ارزشی جامعه به کار گیرد. علاوه بر این، اقبال نخبگان فرهنگی به همکاری و تعامل با نیروی انسانی سازمان فرهنگی و هنری که خودشان از کارآمدی و تجربه زیادی در این زمینه برخوردار هستند، می‌تواند افق بهتری را ایجاد کند.
رویکرد منفعلانه فرهنگی که امروزه در جامعه حاکم است و تدوین برنامه‌های مقطعی و تدافعی باید جای خود را به برنامه ریزی مدون و عمل به آن بدهد. زمانی که مراجع معتبر و صاحب نظران، جهت برنامه‌ریزی فرهنگی و ارتباط با مردم و جوانان حضور ندارند، افرادی که به هر دلیلی مشهور هستند، اما صلاحیت هدایت فرهنگ جامعه را ندارند و حتی برای اداره زندگی شخصی خود مساله دارند، به عنوان مرجع و الگو برای نسل آینده و امروز ما ایفای نقش می‌کنند. برخی رفتارها و اعمال جوانان که ممکن است مورد اعتراض جامعه هم قرار گیرد ناشی از همین تغییر الگوها است. نتیجه اینکه، اگر اعضا هیئت امنا سازمان فرهنگی هنری، به اهداف و ماموریت‌های این سازمان توجه جدی‌تری داشته باشند، می‌توان با به‌کارگیری ظرفیت‌های عظیم آن در جهت تحقق اهداف فرهنگی و تبیین و ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی موفق‌تر حرکت کرده و شاهد تحول رویکردها در مدارس، صدا و سیما، شهرداری و عرصه عمومی فرهنگ خواهیم بود.
۳- تغییر دیدگاه نسبت به نهادهای فرهنگی: به طور کلی در اقتصاد سرمایه‌داری، برای فرهنگ، بودجه وجود ندارد. از دهه ۷۰ که سیاست‌های اقتصاد سرمایه‌داری در ایران به طور جدی مورد توجه قرار گرفت و توصیه‌های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، مبنای برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و بودجه‌ای را تشکیل داد، نهادهای فرهنگی مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نهاد مصرفی نامیده شدند. زیرا این نهادها فقط مصرف کننده بودجه بودند و درآمدی برای خزانه دولت کسب نمی‌کردند. این نگاه بنگاه‌داری به نهادهای فرهنگی تا به امروز با شدت و ضعف ادامه داشته است. امروزه ملاحظه می‌کنیم مبالغ هزاران میلیاردی برای طرح‌های مختلف صنعتی و عمرانی و حتی ساختمان‌های اداری از محل بودجه کشور اختصاص می‌یابد، اما اگر برای یک طرح فرهنگی مبلغ بسیار کمی مطالبه شود، پاسخ این است که بودجه نداریم. باید این دیدگاه تغییر کند و به نهادهای فرهنگی به عنوان تولیدکننده فرهنگ و انتقال دهنده آن به نسل‌های آینده نگریسته شود. در حقیقت، نباید هزینه کردن در عرصه فرهنگ و هنر را به عنوان خرج تراشی تلقی کنیم چراغ که این کار یک سرمایه‌گذاری پر سود، ارزشمند و بهینه است.

نهادهای فرهنگی، مسئولیت مهم جامعه پذیر کردن افراد جامعه و قراردادن آنها در مسیر ارزش‌های جامعه را بر عهده دارند و باید اشاره داشت که این سرمایه عظیم نیروی انسانی فرهنگی که اکنون با دست خالی و بدون سلاح است، منتظر تجهیزاتی است که باید به او برسد تا بتواند کار کند.

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، به عنوان مهم‌ترین نهاد در عرصه فرهنگ، دارای زیر مجموعه‌های مهم و موثر فرهنگی، نظیر فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ، کتابخانه ها، نگارخانه ها و… است که وظیفه تولید فرهنگ و انتقال آن را به عهده دارند و برای ارایه خدمات فرهنگی و نقش‌آفرینی موثر نیازمند حمایت دولت، مجلس، سازمان برنامه و بودجه، شهرداری تهران و سایر نهادهای مربوطه هستند. باید دانست که نمی‌توان اقتصاد سرمایه داری را توأمان با فرهنگ ایرانی-اسلامی تجربه کرد. اگر خواستار حفظ ارزش‌های اجتماعی خود و حرکت در مسیر مستقل فرهنگی هستیم باید نظام اقتصادی متناسب با آن را تعریف و اجرا کنیم.

امید است این نوشته کوتاه مورد توجه نهادها و متولیان فرهنگی قرار گیرد و در شرایطی که دشمن به صورت همه جانبه تلاش دارد تا با ایجاد تفرقه در بین مردم و مسئولین نفوذ کند، امیدواریم که در سایه وحدت، همدلی و اتفاق نظر در جهت تحقق دغدغه‌های رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ حرکت کنیم.

نظر شما