يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
ساعت : ۱۹:۱۷
کد خبر: ۹۰۸۵۱
|
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۶
مهدی تقی‌نژاد
دو شهر شبيه به هم را در نظر بگيريد. شهرهايی که به لحاظ بافت جمعيتی، جغرافيايی، معيشتی و اعتقادی دارای مولفه‌هايی شبيه به هم هستند. در يکی از اين شهرها يک نيروگاه و در شهر ديگر يک کارخانه توليد پوشاک ساخته می‌شود. در شهر نخست برای تکميل نيروی انسانی نيروگاه نياز به جذب مهندسان، کادر دفتری و کارگران از ساير شهرهاست. در شهر دوم نيروهای بومی پاسخ‌گوی نيازهای کارخانه است و تنها تعداد محدودی نيروی متخصص از ساير شهرها جذب می‌شود. 

با گذشت چند سال تغييراتی ملموس در شهر نخست ديده می‌شود. زبان و لهجه مردم، نوع پوشش، معيشت و بسياری از حوزه‌های ديگر زندگی دستخوش تغيير جدی شده‌اند. شهر دوم نيز از تغييرات در امان نبوده اما بی‌ترديد تغييرات آن گونه نيست که در شهر نخست رخ داده است. در شهرها و جوامع، همواره شاهد تحولات اقتصادی، سياسی، عمرانی، اجتماعی و فرهنگی گوناگون و ريز و درشتی هستيم که فرهنگ جامعه را متأثر می کنند.
 
احداث يک خيابان يا اتوبان در يک محله ممکن است همان ميزان تأثير فرهنگی (مثبت يا منفی) داشته باشد که ساخت يک مجموعه فرهنگی هنری تأثير گذار است. اگر نگاهی به دور و برمان بيندازيم می توانيم فهرست بلند بالايی از اقدامات را بيابيم که فرهنگ جامعه را دچار تغيير و دگرگونی می کنند. 

ساخت پاساژ يا به جای آن ساخت بازاری سنتی با معماری بومی، ساخت آپارتمان به جای ساختمان های ويلايی، ساخت يک پل، ايجاد دانشگاه و مدرسه، ايجاد پادگان های نظامی، افزايش استفاده از اتومبيل، استفاده از اينترنت، استفاده از تلفن همراه، کاهش يا افزايش نرخ تورم، کاهش يا افزايش نرخ بيکاری و ... نمونه هايی از اقداماتی است که می توان اثرات فرهنگی آن ها را پيش بينی و هدفمند کرد.

پيوست فرهنگی يعنی پيش بينی و برنامه ريزی اثرات مثبت و منفی فرهنگی همه اقدامات و اتفاقاتی که در جامعه روی می دهد. به نظر می رسد غفلتی بزرگ برنامه ريزان فرهنگی کشور را غافلگير کرده است.

مهدی تقی‌نژاد

نظر شما