جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
ساعت : ۰۸:۴۱
کد خبر: ۹۱۱۷۳
|
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۷
محسن برهان
عفت و پاکدامنی، برازنده ترین زینت زنان، و گران بهاترین گوهر برای آنان است. زینب (س) درس عفت را به خوبی در مکتب پدر آموخت، پدری که فرمود: «پاداش مجاهد شهید در راه خدا، از پاداش عفیف پاکدامنى که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمى‏گردد، بزرگ‏تر نیست. عفیف پاکدامن، فرشته‏اى از فرشته‏ها است»
یحیى مازنى روایت کرده است: من مدت زیادی در همسایگی خانه ی امیرالمومنین (ع) سکونت داشتم در طول این مدت نه قامت زینب را دیدم و نه صدای او را شنیدم ! 

اگرچه زن موجودی اجتماعی است و می تواند مانند مردان فعال باشد و با حفظ حجاب و تقوای لازم در تمام اموراقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و نقش خویش را ایفا کند ، ولی زینب (س) در شرایط عادی نخواست خود را نشان دهد و از پرده ی عفاف خارج شود . حتی در شهادت مادر و پدر کسی زینب را ندید . اما در صحنه ی کربلا و تعقیب نهضت حسینی وظیفه ای دیگر پیش آمد .
او این درس ها را از مادرش زهرا فراگرفت که حتی از مرد بیگانه نابینایی که به خانه اش آمد ، دوری کند . او نه تنها راضی نبود چشم نامحرم به او بیفتد بلکه خود نیز از نگاه به نامحرم خودداری می کرد . ولی هنگامی که حمایت از ولایت علی (ع) و ستیز با غاصبین ، تکلیف دیگری را رقم زد. درحالیکه در میان زنان و کنیزان حرکت می کرد به مسجد آمد پرده ای آویختند و ایشان از پشت پرده آغاز سخن نمود.
عفت و پاکدامنی برازنده ترین زینت زن است و گرانقیمت ترین چیزی است که یک فرد می تواند داشته باشد . یکی از درس های عاشورا همین عفت و پاکدامنی است . در این حادثه ی استثنایی تنها چیزی که زینب کبری و دیگر زنان حتی کودکان را به شکوه وا می داشت همین مسئله بود . اهل بیت آموخته اند که جز از خدا از کسی درخواستی نداشته باشند ولی در این مورد به خصوص در تاریخ می خوانیم که حتی از شمر هم درخواست می کنند که مثلا از مسیرکم جمعیت وارد شهر شوند و یا سرهای مقدس را جلوتر ببرند تا تماشاچیان به تماشای سرهای بریده مشغول شوند.
زینب حاضر است جان بدهد ، فرزند بدهد ، برادر و برادرزاده بدهد ، به اسیری برود ولی از عفت خویش چون گوهر گرانبهایی مراقبت کند . اوحاضر نیست تحت هیچ شرایطی در معرض دید اجنبی قرار گیرد .
دست تقدیر چنین رقم زده است که در مجلس یزید حاضر شود ؛ آنگاه که لب به سخن می گشاید ، می فرماید : ای پسر آن کسی که جدمان اسیرش کرد و سپس آزاد نمود ! آیا از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده بنشانی و دختران رسول خدا را به صورت اسیر به این سو و آن سو بکشانی ؟ حجاب آنان را بدری و روی آنان را بگشایی ؟ تو خود را خلیفه پیامبر می دانی و با نوادگان او اینگونه رفتار می کنی ؟؟
مرحوم جزایری در الخصایص الزینبیه نقل می کند که وقتی زینب را به مجلس ابن زیاد وارد کردند، حضرت برای اینکه از دید نامحرم مصون بماند با دستش صورت خود را می پوشاند؛ برای اینکه چادرهای آنان را گرفته بودند .
شخص مصیبت دیده معمولا نسبت به اینگونه مسایل بی توجه است درحالی که زینب و شاگردان او از این جهت کاملا اهل مراعات و احتیاط هستند.

برچسب ها: یادداشت
نظر شما