چهارشنبه ۰۱ شهريور ۱۳۹۶
ساعت : ۱۰:۴۱
کد خبر: ۹۱۴۴۵
|
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۲
در نشست خوشنویسی هنر و اندیشه مطرح شد؛
جلیل رسولی گفت: هر کاری یک خرج کار دارد که به نظر من هنر سه خرج کار دارد و هر سه آن عشق است، هر کسی بتواند خرج کار هنر را بپردازد موفق خواهد شد.
به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، نشست خوشنویسی هنر و اندیشه با سخنرانی جلیل رسولی چهره ماندگار خوشنویسی، کاوه تیموری و غلامرضا راهپیما و با حضور جمعی از استادان خوشنویسی با همکاری فرهنگسرای اندیشه و سازمان بسیج هنرمندان یکشنبه ۲۴ بهمن در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

در ابتدا کاوه تیموری گفت: یک اصل ساده در جامعه‌شناسی بیان می‌کند که اگر در جامعه ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... دچار تغییر شوند مبانی جدید برای شکل گیری تولید هنری اتفاق می افتد. انقلاب سال 57 برای هنر مردمی خوشنویسی یک انفجاری بود. 

وی افزود: خوشنویسی یکی از خرده فرهنگ هایی است که زیر اصل اساسی فرهنگ دارای بعد اجتماعی است. بعد از رسانه رادیو و تلوزیون عمومی ترین رسانه اجتماعی خط است. خط در یک لباس زیبا خودش را نشان  می دهد و زیبایی، خوانی و رسایی باهم ترکیب می‌شوند و  پیام اجتماعی خط را برای مردم به همراه دارد. 

تیموری بیان کرد: وقتی که انقلاب اتفاق افتاد به قول دکتر اسلامی ندوشن خط یک هنر بی‌گناه بود، زیرا جهت و سمت و سویی ندارد. مثل تصویرسازی یا  کتاب آرایی نیست. در ان زمان خط فقط انتقال پیام را بر عهده داشت به همین دلیل مورد استقبال قرار گرفت.

عشق تنها راه موفقیت در هنر است

وی با اشاره به دوران دفاع مقدس گفت: در سال 59 شور و هیجان انقلابی به همراه دفاع از مرزهای سرزمین برای ایفای نقش هنر خوشنویسی دست به دست هم دادند. در آن زمان هرچی بود اخلاص بود و کسی برای نفع خاصی وارد این هنر نمی‌شد.

 کاوه تیموری با اشاره به آثار انقلابی منتشر شده گفت: در سال 61 یک اثر گرانقدری با همت خوشنویسان ارزشی آن زمان شکل گرفت به نام کتاب «والقلم». این کتاب 165 اثر داشت که در این تعداد بیش از 54 درصد ارزش ها و مفاهیم انقلابی ثبت شده بودند. همچنین در سال 1364 کتاب آثار خوشنویسان معاصر ایران به چاپ رسید که در آن کتاب بیش از 52 درصد از آثار ارزش های انقلابی را ترویج می‌کردند. گرایش به ارزش های انقلابی همچنان تداوم پیدا می کند تا میرسد به کتاب ارزشمند سرمشق  که آنجا ارزش های انقلابی جای خود را به معارف دینی و انقلابی می دهد.

 وی بیان کرد: ارزش های انقلابی، معارفی و قرآنی و ارزش های ادبی در بستر پدیده بزرگی به نام انقلاب اسلامی شعله ور شد و خوش نویسی به عنوان یگانه مهمل کلام در نهایت توانایی این بار را به مقصد رساند.

 این هنرمند خوشنویسی درباره حضور استادان خوشنویسی در زمان انقلاب گفت: وقتی چند نفر صادقانه به وسط میدان میایند و تمام هوش توان هنری خود را برای ارزش ها و مفاهیم انقلابی در طبق اخلاص میگذارند، در واقع کسانی هستند مردم آن ها را به عنوان ستاره راهنما در نظر می‌گیرند و در نگاه آرمانی خود می‌گویند ما هم می توانیم روزی به این شکل  بنویسیم. این ستاره های راهنما باعث می‌شوند آرام آرام یک چیزی به اسم هنر دینی در لباس هنر خوشنویسی شکل بگیرند. این فرایندی که آغاز شد و آرام آرام جون گرفت و به یک درخت تنومندی تبدیل شد معلول این بستر مهم اجتماعی است.

 وی هنرمندان هنر خوشنویسی را در چهار دسته قرار داد و گفت:  الان ما چهاردسته خوشنویس داریم. افرادی که در دسته «مقلدین» جای می‌گیرند. یعنی هرچه استادشان بنویسد آن را تقلید می کنند. یک عده پارا فراتر می‌گذارند و سعی می‌کنند شبیه ترین حالت ممکن به استاد را بنویسند این افراد نظیره نویس هستند و در سایه سار استادشان شناخته می شوند. عده ای دیگر افق دیدشان فراتر است و یک شیوه خاص آن ها را راضی نمی کند  و مدام در حال رفت و آمد و تحقیق و پژوهش هستند. این افراد تلفیقی نویس هستند. اما کسانی که راه تلفیقی نویسی شان به یک نقطه استقلال می رسد و  آنجاست که با یک خوشنویس مستقل نویس روبه رو هستیم. کسانی که خوشنویسی ما را توسعه می دهد. با این الگو به راحتی می توانید جایگاه و مسیر خود را مشخص کنید.

 در ادامه مراسم جلیل رسولی با خطره اولین نمایشگاه سخنان خود را آغاز کرد و گفت: اولین نمایشگاهیم را در سال 58  با صد اثر در فرهنگسرای نیاوران برگزار کردم. من در آن زمان شور و هیجان داشتم و سعی می‌کردم حرف مردم  را برای نوشتن انتخاب کنم. شعارهایی که مردم در تظاهرات می ‌دادند. این خط‌ها به صورت خیلی ساده و سیاه مشقی نوشته شده است و بدون هیچ پیش زمینه ای است و تمامش از شور و هیجان نشات گرفته است.

وی افزود: زمان جنگ وقتی رادیو یا تلوزیون رمز جنگ را اعلام می‌کردند من سریع با شوق بدون اینکه کسی از من بخواهد آنها را خطاطی می کردم و همان موقع آقایی در وزارت ارشاد بود که این خط‌ها را چاپ می کرد. اکثر رمز جنگ ها را من کار کردم و برای خودم وظیفه می دانستم.

رسولی بیان کرد: با این همه که من کار کرده‌ام ولی الان احساس می کنم جزو فراموش شدگان یا به نوعی جزو بایکوت شدگان هستم. دلیلش را هم نمی دانم. من همان جلیل رسولی سال 57 هستم و با الان هم هیچ فرقی نکرده ام. عقاید و فکرم نسبت به انقلاب، دین، شهدا هیچ فرقی نکرده است. الان نقاشی خط جا افتاده و عادی شده است. آن زمانی که  من شروع کردم خیلی کار سختی بود و خیلی مخالفت بود.  الان همان هایی که به من خورده می‌گرفتند خودشان نقاشی خط کار می‌کنند زیرا می توانند از آن پول دربیاورند. ولی من آن زمان به خاطر پول کار نمی‌کردم به خاطر عشقم بود و همچنان هم به خاطر عشقم کار می‌کنم.

جلیل رسولی در پایان گفت: هرکاری یک خرج کار دارد. به نظر من هنر سه تا خرج کار دارد. اولین خرج کارش عشق، دومین خرج کارش عشق و سومین خرج کارش هم باز عشق است. هر هنرمندی بتواند این سه خرج کار را بپردازد  موفق خواهد شد.

 

 در ادامه مراسم غلامرضا راهپیما گفت: هنری می‌ماند که ذاتا شما خالق آن اثر باشید. اگر نتوانید خلق کنید دوران ماندگاری شما خیلی کوتاه است. هنر به اندازه تمام آدم های روی زمین معنا دارد زیرا نگاه آدم‌ها متفاوت است. اما یک واژه آن را معنا می‌کند.  آن خلاقیت و عشق است.

وی افزود: من زمان انقلاب 17 سال داشتم و شیفته انقلاب بودم. الان هم شیفته انقلاب هستم. وقتی از انقلاب صحبت می‌کنیم از آرمان های خودمان صحبت می‌کنیم. من از آرمان، هدف و جوانی خودم صحبت می‌کنم.
 
راهپیما بیان کرد: جوان معنایش یعنی عشق، انرژی یعنی کسی که قدرت خلاقیت بیشتری دارد. من 18 سال داشتم که جناب رسولی نمایشگاهی در موزه هنرهای معاصر برگزار کردند و برای استاد من دعوت نامه فرستادند. من هم به استادم اصرار کردم که باید من را هم به تهران ببری تا آثار این استاد را ببینم. استادم گفت اگر پدرت اجازه دهد بیا برویم. با استادم به تهران رفتیم. وقتی وارد شدیم و اولین تابلو های استاد رسولی را نگاه می‌کردیم یک موزیک بسیار ملایم در فضای موزه پخش می‌شد و من همینطور که داشتم تابلو ها رو میدیدم آنقدر هیجان زده شدم که برگشتم و به اتاق جلوی موزه رفتم و به اقایی که موزیک را پخش می‌کرد گفتم این نوار کاستی که اینجاست از روش کپی کنید و به من بدهید. گفت برای چی می خواهی؟ گفتم می خواهم اولین نمایشگاهی که می‌گذارم این موزیک را پخش کنم.
 
وی در خصوص تشویق جوانان گفت: در سال 71 من 55 اثر نقاشی خط را اماده کردم تا به تهران ببرم و نمایشگاه بگذارم. وقتی به تهران رسیدم به منزل استاد رسولی رفتم وگفتم من را میشناسید؟ گفت نه. گفتم من  همان پسر کوچکی هستم که همراه استادم امده بودم و... آثارم را آورده ام تا شما فردا افتتاح کنید. آثارم را به دیوار زدم. استاد یک گلی برایم آورند. تشویق جوانان همین است. استاد با یک آژانس آمدند میدان آزادی تا اثار من را ببیند بعد از سه ساعت یادشان آمد که یک آژانس بالا منتظرشان است. گفت من برم بهش بگم برود و بعد بیایم بقیه آثار را ببینم. این را گفتم تا بدانید حضور و تشویق جوانان چقدر می تواند موثر باشد. اجازه بدهیم جوان ها در صحنه باشند و با شور و شوقی که دارند صحنه گردان باشند. حرف اصلی من این است که جوان ها را ترغیب و تشویق کنیم تا قبل از آموزش به پژوهش بپردازند.
نظر شما