يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
ساعت : ۰۷:۵۵
کد خبر: ۹۳۹۵۸
|
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۶
در «چهارشنبه‌های کتاب» مطرح شد؛
نویسنده کتاب «بصیرت‌های بیهوده» هدف از نگارش این کتاب را بازگشت به سنت نامه‌نگاری و همچنین زنده کردن روزگار کودکی دانست.
بازگشت به کودکی و سنت نامه نگاریبه گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، در برنامه «چهارشنبه‌های کتاب» که به منظور ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی برگزار می‌شود، این هفته، ۱۸ مردادماه به نقد و بررسی کتاب «بصیرت‌های بیهوده» نوشته عبدالحمید ضیایی در کتابخانه گلستان پرداخته شد.
 
کمال شفیعی، گفته های خود را با شعری از فروغ با عنوان «دلم برای باغچه می سوزد» آغاز کرد و گفت: هجو و مطایبه با طنز فرق دارد. طنز، بسیار جدی است و اگر چخوف و حافظ را بزرگ ترین طنزپردازان جهان بدانیم، در مواجهه با هستی، دچار یک پرسش عمیق می‌شویم. برای مثال آنجا که حافظ می‌گوید: «خیز و در کاسه سر آب طربناک انداز/ پیش تر زان که شود کاسه سر، خاک انداز»؛ او جهان و مافیها را به سخره گرفته است.

به گفته این شاعر، کتاب «بصیرت‌های بیهوده»، اثری است که خواننده باید او را به همراه داشته باشد و تفاوتی نمی کند، از کجای این کتاب، به خواندن آن بپردازد؛ مهم این است که ردپای گفته های عبدالحمید ضیایی را در جای جای آثار دیگر چون «کویر» شریعتی و «بار هستی» میلان کوندرا هم می‌بینم.

پس از  آن عبدالحمید ضیایی، گفته های خود را این گونه آغاز کرد که من درباره کتاب خودم، چیزی نمی توانم بگویم. این کتاب «فیه مافیه» است؛ یعنی هر چه هست در اوست اما دلم می خواست خطاب به پسر ۱۲ ساله ام، ایلیا نامه بنویسم و این نامه را به همه فرزندان تعمیم دهم آن هم در روزگاری که شبکه های مجازی، فرصت این کار را از ما گرفته است.

این استاد دانشگاه، نامه نگاری را یک سنت قدیمی دانست و افزود:  نامه نگاری در فرهنگ ما سابقه طولانی دارد. برای مثال به نامه های عین القضات، مولانا و  امام محمد غزالی می توان اشاره کرد اما امروز، رشد شبکه های مجازی باعث شده ما دیگر، ایمیل هم به یکدیگر نمی زنیم چه برسد به نامه نگاری که بوی خوش کاغذ می دهد و مخاطب منتظر می ماند تا نامه ما به دستش برسد؛ خود ما هم مشتاق رسیدن نامه و واکنش خواننده هستیم هم نگران از نرسیدن.

ضیایی به این که یکی دیگر از اهداف او از نگارش «بصیرت های بیهوده»، بازگشت به کودکی است اشاره و بیان کرد: مسیح، پسر مریم می گفت، کسی به ملکوت راه پیدا نمی کند مگر دوبار زاده شود و بتواند کودک باشد چون کودکان مطابق طبع خود رفتار می کنند و قضاوت دیگران برایشان اهمیتی ندارند.

این مثنوی پژوه همچنین بیان کرد: کودکان میان مایه نیستند؛ این ما آدم بزرگ ها هستیم که وقتی دچار آمیختگی با توده ها می شویم بوی خود را از دست می دهیم؛ بچه ها این طور نیستند تا آنجا که موسسه روان پژوهی کالیفرنیا تحقیق کرده بود ما آدم بزرگ ها در طول شبانه روز، فقط ۱۵ دقیقه، خود واقعی مان را زندگی می کنیم در حالی که بچه ها این طور نیستند و من اگر توانسته باشم عنصر کودک را زنده کرده باشم، مهم ترین کار را انجام داده ام.

چهارشنبه های کتاب تا پایان تابستان هر هفته در یکی از مراکز فرهنگی هنری منطقه8 باحضور نویسندگان در نشستی صمیمی برگزار می شود.

علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به فرهنگ‌سرای گلستان واقع در میدان هلال احمر ،خیابان گلستان مراجعه کنند یا با شماره تلفن 77844574 تماس بگیرند.

نظر شما