يکشنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۷
ساعت : ۱۲:۵۷
کد خبر: ۹۸۵۹۲
|
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۴
وفا قبادپور؛ رئیس واحد ایده‌ها و الگوهای برنامه‌ای
سازمان در سرزمین عجایب؛ خلق ارزش و ثروت، در جهان فرهنگ و هنر
شما اگر بخواهید راه‌های موفقیت، خلق ثروت و توانگری را پیدا کنید برای مشاوره به سراغ چه کسانی می‌روید؟ راه‌ خود را از طریق مشاوره و مداقه در احوال کسانی پیدا می‌کنید که قهرمانان این حوزه هستند؟ یا به سراغ افراد مفلوک و ورشکسته می‌روید تا پای خود را جای پای آن‌ها بگذارید؟

وقتی پای صحبت از خلق ارزش و ثروت در جهان فرهنگ و هنر و عبور سازمان از تنگناهای مادی است باید آماده باشیم تا با تغییر در انگاره‌های مدیریتی و صنعتی پا در جهانی بگذاریم که اسرار و قواعد شگفت‌انگیز خود را دارد. در کدام صنعت، با پانصد هزار تومان رنگ و بوم و قلم مو، محصولی تولید می‌شود که به قیمت هشتاد میلیون تومان به فروش می‌رسد؟ در کدام صنعت با چند گرم کاموا، چند عروسک می‎‌سازند و با تولید فیلم از آن‌ها چند میلیارد تومان درآمد گیشه خلق می‌کنند؟

ما باید از دیدگاه‌های تازه در زمینه خلق ثروت در جهان فرهنگ و هنر استفاده کنیم و برای عبور از بحران به سراغ کسانی برویم که قهرمانان خلق ارزش و ثروت هستند، یعنی هنرمندان. اگر سری به مدیریت منابع انسانی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بزنیم، اطلاعات تعدادی از این غول‌های گمنام چراغ جادو را پیدا می‌کنیم که سال‌هاست با بی‌نشانی در جهان مدیریتی ما، آن هم به عنوان همکار سازمانی، مشغول به کار هستند. هنرمندان به ویژه آن‌هایی که در زمینه خلق ثروت بسیار موفق بوده‌اند می‌توانند راهکارهای بسیار موثری را به سازمان‌ فرهنگی هنری پیشنهاد کنند. آن‌ها بخش‌های زمین مانده و در عین حال حیاتی از فرایندهای خلق ثروت در عرصه فرهنگ و هنر را می‌شناسند و می‌توانند نقش‌آفرینی در این فضاهای خالی را به سازمان پیشنهاد کنند. این همان استراتژی اقیانوس آبی بر مبنای نوآوری است.

با عرض معذرت ما مجموعه کارشناسان و مدیران و ...، با تمام مدارک دانشگاهی‌مان راهکار آنچنان درخشانی برای ارائه به ریاست سازمان در زمینه تحول درآمدی نداریم. نشان به آن نشان که اگر خودمان یک ماه حقوقمان دیرتر پرداخت شود شیرازه امور مالی‌مان از هم می‌پاشد. ما در نهایت بتوانیم پیشنهاد کنیم که اجاره بیشتری از مستاجرینمان دریافت کنیم یا سالن سینمای مجموعه‌مان را در ساعات بیشتری اجاره بدهیم. ذهن ما اسیر چارچوب‌های خشک گذشته است. ما اگر هنری در این زمینه داشتیم آن را برای خودمان به کار می‌بستیم. در بهترین حالت از مدیران درخواست درآمدزایی داریم بدون آنکه غل و زنجیرهای مزاحم و کوته‌بینانه‌ای را از دست و پایشان باز کنیم که میراث سالیان گذشته و در قالب مقررات مالی هستند.

برای خلق ارزش و ثروت در جهان ناشناخته فرهنگ و هنر، به سراغ قهرمانان این حوزه برویم هرچند که این راه در نگاه اول، بسیار دشوار و پرسنگلاخ جلوه کند. تشکیل یک واحد تحقیق و توسعه واقعی و جدی که به نوآوری‌های جانانه‌ این حوزه روح ببخشد و راه‌کارهای بدیع را پخته کرده و به تیم مدیریتی سازمان فرهنگی هنری عرضه کند، می‌تواند یک راهکار مقدماتی برای تحقق این دیدگاه باشد.
نظر شما