سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
ساعت : ۰۴:۵۶
کد خبر: ۹۹۷۴۴
|
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷:۱۳
مهدی ضیاءآبادی
«فرهنگ عمومی» یک جامعه، از اولین بخش‌های جامعه است که در برابر وقایعی که آن جامعه را به سعادت یا سقوط سوق می‌دهد، نقش کلیدی برعهده دارد. فرهنگ عمومی یعنی مختصر آشنایی شهروندان یک جامعه نسبت به حقوق اجتماعی و فرهنگی و البته ملزم بودن به رعایت آن از سوی افراد.

واژه "فرهنگ" همواره منبع سوء تعبیر و اختلاف بوده است. مردم شناسان، فرهنگ را شیوه های زندگی که توسط گروهی از مردم ایجاد می شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود؛ می دانند.

ولی در تعریف کلی، "فرهنگ" قوانین نانوشته ای است که در بیشتر مواقع به راحتی قابل مشاهده نیست و همین امر کار مدیریت جامعه را در برقراری ارتباط موثر مشکل می کند.
تنوع فرهنگی از جمله مسائل عمده ای است که مدیران شهری با آن مواجه هستند. متأسفانه بیشتر مدیران به تفاوت های فرهنگی به عنوان منبع و عامل موثر در ایجاد برتری رقابتی بها نمی دهند و با این توصیف که تفاوت فرهنگی مسئله مهمی نیست؛ ما همگی انسان هستیم و تنها عامل سوء تفاهم میان ما اختلاف زبان است؛ اگر بر تفاوت ها تمرکز کنیم از هدف دور می مانیم و … از فکر کردن به تفاوت های فرهنگی و مهارت های مورد نیاز برای اداره آن طفره می روند.
از دیدگاه "مقام معظم رهبری"، فرهنگ عمومی دو بخش دارد: یک بخش ظاهری و بارز مثل شکل لباس و شکل معماری در یک جامعه که تاثیر خاصی روی ذهنیات و خلقیات و منش و تربیت افراد دارد و بخش دیگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقیات فردی و اجتماعی مردم، وقت شناسی، وجدان کاری، مهمان دوستی و احترام به بزرگترهاست.

به نظر می رسد در حوزه فرهنگ عمومی جای کار بسیار است و آنچه رخ داده بسیار نمادین و بدون پایداری و برنامه بوده است، یا اگر هم دارای برنامه بوده، بر اساس واقعیات جامعه نبوده و مشکلات و نقاط ضعف به درستی شناسایی نشده است. از همین رو برنامه های اجرا شده نتایج مطلوب جامعه را به دست نیاورده است.

به طور مثال اگر مردم شهر، رفتار مناسب با زباله را رعایت کنند، زباله کمتری تولید می شود، منابع طبیعی و محیط زیست سالم تری خواهیم داشت، هزینه های پاکیزگی شهر کمتر می شود، بازیافت بهتر و با کیفیت تری خواهیم داشت، موجب اشتغال زایی می شود و معادن و ذخایر کشور درست و به جا مصرف و برای آیندگان باقی خواهد ماند.

نظر شما