کد خبر: ۱۵۱۸۵۱

سفر عرفان از «محراب خوف» تا «خرابات تماشا» روایت شد

هفتاد و نهمین شب از سلسله‌نشست‌های «شب‌های ایران» با موضوع بررسی سیر تحول ادبیات عرفانی در فرهنگ ایرانی اسلامی در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

هفتاد و نهمین نشست شب های ایران

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر، هفتاد و نهمین نشست از سلسله‌جلسات «شب‌های ایران» عصر روز یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

در این نشست که به بررسی تطور تاریخی و مفهومی عرفان اختصاص داشت، یلدا آزرمی، استاد دانشگاه و متخصص ادبیات عرفانی، سخنرانی خود را با عنوان «از محراب خوف تا خرابات تماشا» ارائه کرد و به روایت گذار تجربه صوفیانه از زهد نخستین تا افق‌های بی‌پایان عشق در اندیشه مولانا پرداخت.

آزرمی در این برنامه، تصوف را نه پدیده‌ای ایستا، بلکه جریانی پویا در طول تاریخ فرهنگ ایرانی دانست و گفت: “سیر تحول عرفان از زهد و پارسایی‌های قرون نخستین که با مفاهیمی، چون خوف، ورع و محاسبه نفس همراه بود، به مرحله‌ای از خودآگاهی رسید که با ظهور عارفانی، چون جنید بغدادی، بایزید بسطامی و حلاج، کشمکش میان "سُکر" و "صَحو" راه را برای شکل گیری مفاهیم بنیادین هموار کرد.

وی با اشاره به نقش متون کلاسیک عرفانی افزود: «رساله قشیریه» و «کشف‌المحجوب»، تجربه صوفیانه را در قالبی منسجم با شریعت و فرهنگ دینی تثبیت کردند. همچنین سنایی غزنوی در قرن ششم، شعر را به ابزاری برای معرفت، حکمت و نقد اجتماعی تبدیل کرد و زمینه ورود گسترده عرفان به ادبیات فارسی را فراهم آورد.

این استاد دانشگاه با اشاره به اوج‌گیری جریان عرفانی در قرن هفتم و نقش اندیشه احمد غزالی و عین‌القضات همدانی، تصریح کرد: “با ظهور مولانا، عشق از یک احساس فردی فراتر رفت و به اصلی هستی‌شناسانه برای شناخت جهان تبدیل شد. مولانا عرفان را در قالب زبانی سیال و تمثیلی بیان کرد که از تجربه غربت انسان آغاز می‌شود و او را به سوی پیوند دوباره با حقیقت هستی دعوت می‌کند.

آزرمی در پایان با اشاره به ظرفیت‌های بی‌پایان اندیشه مولانا تأکید کرد: موضوع «از محراب خوف تا خرابات تماشا»، روایت گذار جان انسان از جهان انضباط صرف به افق آزادی است؛ روایتی که نشان می‌دهد چرا کلام مولانا پس از قرن‌ها همچنان پاسخی برای دغدغه‌های معاصر انسان مانند تنهایی، ملال و اضطراب ارائه می‌دهد.




گزارش خطا
ارسال نظر
captcha