يکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸
ساعت : ۱۸:۳۳
روزانه در معرض پیام‌های مکتوب و تصویری بسیاری هستیم؛ از تحلیل رسانه‌های داخلی و خارجی تا دریافت اخبار و... در بین این حجم انبوه اطلاعات، کدام‌یک را باور می‌کنیم و کدامین را برای دوستان خود ارسال می‌کنیم تا آنان هم بتوانند از پیام استفاده کنند؟ چگونه دلیل هر اتفاق یا ماجرایی که رسانه‌ها منعکس کرده‌اند را باور کنیم؟ آیا هر دلیلی که برای هر ماجرایی می‌شنویم درست است؟ آیا دلیل هر ماجرایی که به گوشمان می‌رسد تنها و حتماً یک علت دارد؟
تفکر خطی در جواب به ما می‌گوید بله، هر ماجرایی فقط یک علت دارد و برای هر معلولی بهتر است فقط به یک علت فکر کنیم و چه بهتر که آن علت را نیز از قبل در ذهن داشته باشیم. مثلاً در جایی برای جذب منابع مالی برای خرید پوشاک با هدف خیریه تبلیغ کرده‌اند که چرا نذری باید خوردنی باشد؟ بیایید نذر خود را به خرید پوشاک بدهید. یا بسیار شنیده‌ایم که چرا پولت را به خارج از کشور برای زیارت برده‌ای؟ کاش این پول را به مستمندان ایرانی می‌دادی. از این دست تعابیر، روزانه به صورت پیام در فضای رسانه‌ای کشور مبادله می‌شود. پیام‌هایی که در بیشتر مواقع به شکل حساب‌شده‌ای یک علت را به یک موضوع ربط داده و نتیجه خود را از پیام می‌گیرند. این نوع نگاه به موضوع یا «تفکر خطی» الزاماً نوعی تفکر اشتباه نیست، اما باعث می‌شود ما را در درون خود محدود کند و به تعبیری همیشه این روش برای رسیدن به جواب صحیح ما را به نتیجه نمی‌رساند.
در مقابل این مدل فکر کردن به موضوعات، «تفکر جانبی» قرار دارد که می‌تواند اطراف موضوع را به ما نشان دهد و در حد بالای آن، نگاه چندوجهی به موضوع یا «تفکر انتقادی» قرار می‌گیرد که مسلماً ما را در موقعیت تحلیلی قرار داده و برای هر ماجرایی ما را به دنبال جواب و تحلیل مناسب آن موضوع رهنمون می‌کند. 
در جهان امروز در تولیدات محتوایی رسانه‌ها برای اثرگذاری بر مخاطبان به شدت از تأثیر خطی استفاده می-شود. در این روش یک معلول را تنها به یک علت نسبت داده و سود و منفعت خود را از واکنش به آن توسط مخاطب شامل حال صاحبان رسانه‌ها می‌کند.
شبهه افکنی، ماساژ خبر، بازنمایی و انگاره سازی موضوعات روز، تکنیک‌های رسانه‌های نوین هستند که بر اساس شرایط و نوع رسانه، مخاطب را وادار به تفکر خطی می‌کنند.
خداوند در سوره حجرات (۶) می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید!» و یا در سوره نساء (۸۳) می‌فرماید: «هنگامی که خبری (و شایعه‌ای) از ایمنی یا ترس (پیروزی یا شکست) به آنان (منافقان) برسد، آن را فاش ساخته و پخش می‌کنند، در حالی که اگر آن را (پیش از نشر) به پیامبر و اولیای امور خود ارجاع دهند، قطعاً آنان که اهل درک و فهم و استنباط‌اند، حقیقت آن را در می‌یابند و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود، به جز اندکی، پیروی از شیطان می‌کردید.» (قرائتی،۱۳۹۱)
یعنی درک صحیح پیام نیاز به استنباط و تحلیل دارد، اگر هم کسی توان استنباط و تحلیل ندارد باید به تحلیلگر مربوط مراجعه کند. مثلاً اگر کسی خبری در زمینه تاریخ می‌شنود باید برای تحلیل آن به تاریخدان و اگر خبری درباره فقه می‌شنود، برای تحلیل آن به فقیه مراجعه کند. امام صادق (ع) در دو حدیث مجزا، می‌فرمایند چه بسیار اند اهل روایتگری و چه اندک‌اند اهل درایت! و همچنین می‌فرمایند: «همّت‌السفهاء روایة، همّت العلماء درایة»، یعنی نهایت تلاش سفیهان، روایت است در حالی که همت دانشمندان بر تحلیل و درایت معطوف می‌شود. (محقق داماد، ۱۳۹۷) 
برای برون‌رفت از محدوده تفکر خطی و پرداخت جانبی به موضوعات و برداشت دقیق با تفکر انتقادی در دنیای رسانه‌ای شده امروز، قطعاً نیاز ما به سواد رسانه‌ای محسوس‌تر می‌شود و برای ورود به این محدوده دائماً باید از خود بپرسیم که «چرا الان و چرا در این بازه زمانی؟ هدف این رسانه و هدف این پیام چیست؟ تولیدکننده این پیام چه کسی می‌تواند باشد؟» و از این دست سؤالات که ما را با وجوه مختلف یک کلیپ، یک پیام متنی، یک فیلم مستند، یک سریال و یک تصویر و بسیاری دیگر از تولیدات رسانه‌ای آشنا می‌کند.
به هر حال بر اساس فرهنگ ما و فرامین دینی، مردم اگر احساس کنند تحت تأثیر یک رسانه، فکر و اراده و شعور خود را از دست می‌دهند باید ذهن خود را از القائات و تاثیرات آن دور کنند، چرا که قرآن کریم در آیه ۹۷ سوره نساء می‌فرماید: «از زیانکاران سؤال می‌شود که چرا به چنین جایگاهی گرفتار شده‌اید؟ پاسخ می‌دهند ما در زمین بضاعتی نداشتیم و تحت تأثیر صاحبان قدرت بودیم، در جواب به آنها گفته می‌شود زمین خدا وسیع بود، چرا مهاجرت نکردید؟»، با توجه به این آیه یکی از مصادیق مهاجرت کردن می‌تواند دور کردن گوش و چشم از مصرف مداوم رسانه‌های نوین باشد و البته این به معنای بایکوت رسانه‌ای و نه گفتن به تکنولوژی نیست، بلکه مدیریت مصرف و کنترل آن است. نکته دیگر اینکه می‌بایست در عرصه رسانه‌ای از حرکت تدافعی خارج شویم و این امر مستلزم تفکر چندجانبه، سواد رسانه‌ای و تولید محتوای کیفی و کمی بر اساس فرهنگ و سبک زندگی ایرانی-اسلامی در رسانه‌ها و مبتنی بر نیازها و دغدغه‌های امروزمان است.
نظر شما