سه‌شنبه ۰۶ اسفند ۱۳۹۸
ساعت : ۱۹:۱۵
کد خبر: ۱۰۴۳۴۱
|
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۸
حجت‌الاسلام میثم امرودی
روزهای گذشته روزهای تلخ و شیرینی بودند. شهادت سردار سپهبد قاسم سلیمانی تلخ و ناباورانه بود. اما پس از آن حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع پیکر پاک ایشان و سپس حمله به مواضع آمریکا در پایگاه عین الاسد نشان از اقتدار و صلابت جمهوری اسلامی داشت. در نهایت حادثه‌ هواپیمای اوکراینی که باعث شهید شدن تعدادی از هم‌وطنان عزیزمان شد، کام‌مان را تلخ کرد. واقعه‌ای دردناک که باید از سوی تمامی مدیران کشور در سطوح محتلف به آن توجه و از خانواده‌های این عزیزان  دل‌جویی و حمایت شود.

به همین منظور پنجم بهمن ماه به همراه تعدادی از همکارانم به دیدار دو خانواده‌ «کدخدازاده» و «اولادی» رفتم. خانواده‌هایی که در این اتفاق فرزندشان را از دست داده بودند. دیداری که برای من نه تنها خاطره‌ای مثال‌زدنی بود بلکه مثل همیشه از دیدار با خانواده‌ی شهدا و آشنایی با شخصیت ایشان درس‌هایی ارزش‌مند آموختم.

در اولین دیدار به ملاقات خانواده سعید کدخدازاده‌کاشانی رفتیم. جوانی شایسته و خوش سیما که به نقل از پدرشان در فرایض دینی خود همیشه پیش قدم بود؛ لحظه‌ی ورود به منزل ایشان عکس جوان توجه‌ام را جلب کرد، تصویر و ژست شهید برایم آشنا بود. از پدرش جویا شدم. ایشان فرمود سعید دوست داشت عکسی شبیه سردار سلیمانی بیاندازد. عکسی که او، خودش را در جای نماد مقاومت، شجاعت و صلابت ایران قرار داده بود.

آنها را مردمانی ساده یافتم. خانواده‌ای که با تحمل سختی فراوان فرزندان خود را با آرزوی های فراوان بزرگ کرده‌اند.  بحث تامل برانگیز این دیدار نقل قول شهید بود که عنوان کرده بود «این آخرین پرواز من است و از این پرواز باز نخواهم گشت.»
موضوعی که گویی شهید خانواده کدخدازاده‌کاشانی عمق وجود این حقیقت را باور داشته است. تعدد دفعات بازگشت ایشان از گیت پرواز و بوسیدن دست پدرو مادر گواهی بر باور شهید بوده است.
شهادت هر چه سخت‌تر باشد، اجر و مقام آن شهید نزد خداوند ارزش‌مند‌تر است. هر شهید می‌تواند شفاعت 70 هزار نفر را نزد پروردگار کند. به این معنا پدران و مادران شهیدان هم شافع و شفیع‌اند. داغ فرزند سخت و دشوار است. هیچ دردی به این اندازه جان‌کاه نیست. این را همه می‌دانیم، اما ذکر این نکته نیز مهم است که بنابر وعده الهی خداوند جای خالی شهدا را پر خواهد کرد.
دیدار با خانواده اولادی مقصد دوم ما بود، آلما اولادی دختری که در پرواز اوکراین به مقام شهادت رسیده بود. فرزندی که موفقیت خود را سالها پیش  (مصادف با روز حادثه هواپیمای اوکراین) در سن 15 سالگی در نامه‌ای به امام زمان(عج) طلب کرده بود. پیشرفت در علم و دانش، خدمت به جامعه، دعا برای مردم و ... کلید واژه‌های ایشان در نامه به امام زمان (عج) بوده است.  دیدن این نامه و یادداشت شهیده بر آیه‌ای از قرآن که پدر ایشان نشانم دادند بیانگر جوانان شایسته، دین دار و در عین حال مومن این کشور است.

آن آیه‌ی 19 سوره ابراهیم(ع) بود. آیه‌ای بسیار عجیب که حقیقت انسان و پرودگار عالم را بیان می‌کرد:
« (ای بشر) آیا ندانستی که خدا آسمانها و زمین را به حق و برای مقصود بزرگی آفریده و اگر بخواهد شما (جنس بشر) همه را در زمین نابود می‌سازد و خلقی دیگر از نو می‌آفریند؟»
به واقع کسی که برای آن‌چه خداوند گفته(از جمله علم) بمیرد، شهید است و جایگاهی والا و ارزنده نزد پروردگار خود دارد.  به جِد باور دارم هر یک از وقایع در این جهان فانی حکمتی در پی دارد. حکمتی که حقیقت آن تنها و تنها در اختیار پروردگار عالم است. همه باید بدانیم هر فقدانی در این دنیا هرچند سخت و دشوار است اما بی‌تردید باید مقابل خواست و اراده پروردگار متعال سر تعظیم فرود آورد. خداوند خود نیز وعده داده است که همیشه و همواره با صابران است. پس باید مقابل هر رخدادی تسلیم رضای پروردگار بود و دانست که او با صابران است. در نهایت توفیقی حاصل شد تا با برکت قرآن مادر آلما را برای  ادامه خدمت به محل کارشان به همراه جمعی از همکاران این بزرگوار بدرقه کنم. یقین دارم روح مهندس شهیده  نظاره‏گر عبور مادرش از زیر قرآن بود.
مطالب مرتبط
نظر شما