يکشنبه ۱۰ فروردين ۱۳۹۹
ساعت : ۱۸:۵۳
کد خبر: ۱۰۴۶۳۴
|
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۴
مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۱۰ ویژه‌برنامه «ستارگان پرفروغ» را سه‌شنبه ۲۹ بهمن ماه با تجلیل از مادر شهید ابوالفضل خوش‌خلق برگزار کرد.
به گزارش رسانه خبری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، مدیریت فرهنگی هنری منطقه ۱۰ ویژه‌برنامه «ستارگان پرفروغ» را سه‌شنبه ۲۹ بهمن ماه با تجلیل از مادر شهید ابوالفضل خوش‌خلق برگزار کرد.

مادر شهید خوش‌خلق در این نشست بیان کرد: ۱۵ ساله بودم که ازدواج کردم. همسرم در یخچال سازی کار می‌کرد و مریض بود. قبل از اینکه ازدواج کنیم از مریضی‌اش بی‌خبر بودم. از سه روز بعد از ازدواج تا ۱۰ سالی که با هم زندگی کردیم من مدام در بیمارستان بودم.

او درباره فرزند شهیدش گفت: ابوالفضل خیلی دلسوز بود. به یاد دارم یک بار برای ریختن نفت کنار پنجره رفت که صحبت‌هایش با برادر کوچکترش را شنیدم که می‌گفت قدر مادر را باید بدانیم، اگر او نبود معلوم نبود سرنوشت ما چه می‌شد. ۱۵ ساله بود، ولی دو متر قد داشت. هیچ کس باورش نمی‌شد سنش این باشد. همیشه می‌گفت مادر غصه چیزی را نخور، من شهید می‌شوم و آن وقت تو راحت زندگی می‌کنی. گاهی شوخی می‌کردم و می‌گفتم بچه‌های قدبلند شهید نمی‌شوند. می‌خندید و می‌گفت حالا می‌بینی. یک بار به خانه آمد و گفت اجازه می‌دهی برای بازسازی بروم جبهه؟ گفتم چرا اجازه ندهم، خدا به من چند پسر داده، حتماً لیاقتش را داری و می‌توانی بروی. اسمش را در جهاد سازندگی مدرسه نوشت. همین شد که خیلی زود رفت به جبهه. چون اسمش ابوالفضل بود او را مسئول آبرسانی به سنگرها گذاشته بودند.

مادر شهید ادامه داد: یک شب خواب دیدم با لباسی که به جبهه رفته بود دم در ایستاده. گفتم بیا داخل، نیامد. رفت داخل حیاط. بعد هم آسمان باز شد و رفت به آسمان. بیدار که شدم مطمئن بودم اتفاقی برای او افتاده. چند روز بعد خبر دادند ابوالفضل شهید شده. هیچ کس نمی‌دانست دقیقاً چطور به شهادت رسیده. فقط پیکرش را دیدم که غرق به خون است. قبل از اینکه برود یک بار گفت اگر من شهید شدم تو مرا غسل و کفن می‌کنی؟ گفتم چرا که نه، شهادت را به هر کسی نمی‌دهند. باید خدا را شکر کنم. همین طور هم شد. سال ۶۲ در هویزه به شهادت رسید. وقتی پیکرش را آوردند و به پزشکی قانونی بردند، کسی باور نمی‌کرد پسری با این قد و هیکل ۱۵ سالش باشد. روزی که می‌خواست برود برایش آب و قرآن آماده کردم و گفتم از زیر قرآن رد شو. خندید و گفت فکر می‌کنی من برمی‌گردم؟ من می‌دانم شهید می‌شوم. گفتم این چه حرفی است، برمی‌گردی بزرگ می‌شوی ازدواج می‌کنی. اما قبول نمی‌کرد و می‌گفت شهید می‌شوم.

در پایان این برنامه که در منزل شهید ابوالفضل خوش‌خلق برگزار شد، ضمن ادای احترام به جایگاه رفیع شهیدان، با اهدای لوح سپاس و نشان برنامه از مادر این شهید والامقام تجلیل شد.

گرامی‌داشت یاد و خاطره شهدای منطقه ۱۰ به همراه پاسداشت فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت در قالب دیدار و تکریم خانواده معظم شهدا بر اساس فرموده مقام معظم رهبری مبنی بر تلطف و احوالپرسی از خانواده شهدا از اهداف برنامه ستارگان پرفروغ است که به صورت ماهانه در روزهای سه‌شنبه به همت خانه موزه شهیدان اقبالی برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانند به نشانی: بزرگراه نواب صفوی (شمال به جنوب)، خیابان کمیل غربی، بعد از چهارراه قلیچ‌خانی، خانه‌موزه شهیدان اقبالی مراجعه کنند یا با شماره تلفن: ۶۶۶۹۱۵۴۶ تماس بگیرند.

نظر شما