پنجشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۹
ساعت : ۱۹:۲۱
کد خبر: ۱۰۸۰۳۰
|
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۷
در اعطای مجوز به همه سریال هایی که در تلویزیون ساخته می شود، علاوه بر مواردی که بر همگان آشکار است، متن های مجموعه های نمایشی تلویزیون از چند فیلتر عبور می کنند تا به کیفیت مطلوب برای تولید و پخش برسند؟
کیفیت مجموعه‌های تلویزیونی تابع چه قوانینی است؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر، به طور سالانه سریال های بسیاری در سازمان صداوسیما تولید می شوند، سریال هایی که در اغلب ژانرها حرفی برای گفتن دارند. از پلیسی و ملودرام گرفته تا اجتماعی و کمدی. درست است این روزها تمایل مردم به دیدن سریال های کمدی بیشتر از سایر ژانرها است اما عده ای هم دوست دارند تا سریال های ملودرام و حتی اجتماعی با سوژه های روز تماشا کنند، بنابراین تلویزیون باید در سبد مصرفی مردم سلیقه های مختلفی را قرار دهد. 

بحث مهم در اینجا متن های این سریال ها است که درجه اولویتی برای آنها وجود دارد. چراکه اصلی ترین فاکتور ورودی به یک سریال یا اثر نمایشی در خور را باید در متن های آن جست و جو کرد. متن هایی که مخاطب را به حاشیه نبرد و هدفی در چهارچوب فرهنگ و قدمت زندگی ایرانی اسلامی داشته باشد. اما باید دید چند درصد از سریال هایی که در تلویزیون ساخته می شوند دارای چنین ویژگی هستند و چند درصد از این مهم عبور کرده اند؟

** متن‌هایی که حرفی برای گفتن ندارند/ سریال هایی که نتوانستند رضایت مخاطب را جلب کنند!

اما از طرفی هم مدتی است در تلویزیون شاهد سریال هایی هستیم که از نظر کیفی حرف آنچنانی برای گفتن ندارند یا لااقل هدفگذاری خاصی برای مخاطبانشان انجام نداده اند و صرف ساخته و پخش شدن و پر کردن آنتن تلویزیون بوده اند. نمونه های مشابه بسیاری بوده است که بهتر است در اینجا به دو مناسبت مهم تلویزیون در شروع سال جاری اشاره کرد. عید نوروز و ماه رمضان از مناسبت های مهم تلویزیون برای سریال سازی است و اغلب سازندگان اعم از کارگردان نویسنده و تهیه کننده ها از دیرباز بهترین کارهای خود را در این ماه ها ارائه می دهند سالهای قبل هم همین طور بود و مخاطبان سریال های جذابی می دیدند اما دیگر سریال ها مثل قبل نیستند، اما امسال نه نوروز پرباری در بخش سریال سازی بود و نه ماه رمضان پربرکتی برای تلویزیون! از پایتخت ۶ پر از حاشیه که عبور کنیم به سریال کامیون شبکه دو و بعد دوپینگ شبکه سه و میانبر شبکه پنج می رسیم که هر کدام به نوعی از نظر محتوایی و کیفیت در جایگاه قابل قبولی قرار نگرفتند. بعد از آن به ماه رمضان رسیدیم که زیرخاکی شبکه یک، بچه مهندس۳ در شبکه دو و سرباز شبکه سه و پدر پسری شبکه پنج که از میان این چهار سریال تنها یکی از آنها توانست رضایت مخاطبان را جلب کند.

** عدم انتخاب درست عوامل؛ مسبب بی‌کیفیتی سریال‌ها

در بخش کیفیت سریال های تلویزیونی علاوه بر متن های این آثار،‌ موارد دیگری نیز دخیل هستند. از جمله اینها می توان به انتخاب عوامل از جمله کارگردان، تهیه کننده و نویسنده ای اشاره کرد که نتوانسته متن مورد نظر را آنطور که نیت شبکه یا تهیه کننده به عنوان صاحب اثر بوده است، دربیاورد. مواردی از این دست در تلویزیون بوده اند که حالا یا ادامه دادند و یا اینکه نویسنده را تغییر دادند. یکی از آخرین موارد اینچنینی سریال «بانوی عمارت۲» است که با تغییر نویسنده همراه شد و بعد از نگارش متن ها وقتی عزیز الله حمیدنژاد کارگردان متن های نویسندگان جدید را خواند اعتراض کرد که این متن اصلا کیفیت قابل قبولی ندارد. 

کیفیت مجموعه‌های تلویزیونی تابع چه قوانینی است؟

 

** متن‌های مجموعه‌های تلویزیونی از چند فیلتر عبور می کنند؟

این روزها سریال های مختلفی  در تلویزیون در حال نگارش هستند و برخی نیز به تولید رسیدند و با مشکلاتی مثل عدم بودجه دست به گریبانند و برخی نیز با اینکه متن ها کاملا آماده هستند اما مجوزی برای ساختشان داده نشده است و تعدادی در مرحله انتخاب کارگردان یا یک قدم جلوتر انتخاب بازیگران هستند. در این میان اما هستند سریال هایی که با پروسه چند ساله تحقیق و نگارش روبرو بودند، سریال هایی که به اصطلاح الف ویژه تلویزیون به شمار می روند از جمله موسی، سلمان، حضرت زینب، صیاد شیرازی، شهید بهشتی، شهید زین الدین و ... به طور قطع برای نگارش سریال های مذهبی و تاریخی که برهه دیگری غیر از تاریخ معاصر را به تصویر می کشد باید فرصت کافی در اختیار نویسندگان قرار بگیرد تا علاوه بر نگارش متن ها، روی تحقیقاتی که منجر به نگارش فیلم نامه می شود متمرکز شوند.

نکته اینجا است که در اعطای مجوز به همه سریال هایی که در تلویزیون ساخته می شود، علاوه بر مواردی که بر همگان آشکار است، متن های مجموعه های نمایشی تلویزیون از چند فیلتر عبور می کنند تا به کیفیت مطلوب برای تولید و پخش برسند؟ در همین زمینه با «حسین سلطان محمدی» منتقد تلویزیون و سینما گفت و گو کردیم.

** سلطان محمدی: تلویزیون و دوگانه‌ای به نام نمایش خانگی

 سریال «آخر خط» نمونه ای از مسیری است توافقی بین سریال سازی در شبکه نمایش خانگی و این بحثی که قرار است تلویزیون مجوز ساخت سریال های خانگی را بدهد. آیا این یک نوع الگوی بینابین است؟ یعنی در عین طنز نمایش خانگی بیایید و افه جدیت مدافعان حرم را به قصه اضافه کنید و بگویید که تلویزیون را راضی می کنید؟ شما اگر اینجوری بسازید یعنی سریال های بعدی تان در نمایش خانگی دچار مشکل نمی شود؟

آیا این الگو یک نوع چراغ سبز نشان دادن است؟ که نگران نشوید که این ماجرایی که نمی دانیم واقعا رخ داده است یا نه؟ تحفیظ اختیار مجوز دادن به سریال های نمایش خانگی از ارشاد به تلویزیون صورت گرفته است یا نه؟ گرچه برخی ها می گویند سریال موچین اولین سریالی است که با مجوز صداوسیما در شبکه خانگی ساخته شده است. هنوز هیچ منبع رسمی این موضوع را به صراحت اعلام نکرده است.

کیفیت مجموعه‌های تلویزیونی تابع چه قوانینی است؟

 

اگر چه به صورت بنیادین دو نکته وجود دارد که تلویزیون می تواند خود را محق بداند. یکی اینکه می گویند سریال نمایش خانگی در صورتیکه سریال در ساختار تلویزیون است و دیگری اینکه یک اثر وقتی که به نمایش خانگی می آید از کجا پخش می شود؟ ابزار قالب تلویزیون است و به همین دو دلیل می توان گفت تلویزیون محق است که ورود پیدا کند.

** روال قصه‌ها باید منطقی باشند

«آخر خط» نمونه یا حلقه های وصل مدل نمایش خانگی های به شدت پر انتقاد است. از اینکه بدون منطق خیلی موارد از جمله شاخ های اینستاگرامی، درآمدزایی در فضای مجازی را دست مایه قرار بدهد و مدام الکی به زندان بروند و دعوا و موارد سنتی و نذری و این دست مسائل که روال منطقی در جهت پیشبرد قصه ندارد. نکته بعدی این است که شما شاخ اینستاگرامی که کارش در اینستا را رها نکرده را در تلویزیون آوردی و دارد در سریالی بازی می کند که ضد شاخ های اینستاگرامی و اینستاگرام است و بعد هم می گویید که با این فرد قرارداد ده ساله بستید که غیر از تلویزیون برای جای دیگری سریال کار نکند.

این فرد چه شهرتی در جامعه مردم عادی داشته است؟ قاطبه مردم ایران در سریال های تلویزیونی ایرانی هستند و در کنار این، باید برای ما مهم باشد کارکشته های کمدی با تلویزیون قرارداد ببندند یا این آقا قطعا افرادی بهتر از او در عرصه کمدی هستند که تلویزیون باید با آنها قرارداد ببندد.

** اتصال مدافعان حرم و سریالی  در ژانر کمدی حکایتی است

مجموعه ای که بنیانش بر طنز است و بازیگرانش در این سالهای اخیر در سریال های طنز گذران زمان بازی کردند، چرا همچین کاراکتری باید بچسبد به سوژه ای بسیار نوستالژیک و بسیار دلتنگانه و حسرت بار مانند مدافعان حرم؟ هم افرادی که رفتند و شهید شدند حکایتی است و هم حرمی که از آن بحث می شود. این بازیگران آشنا به طنزهای اینگونه در این سریال چه کار می کنند؟

در این سریال سکانسی از فیلم به وقت شام حاتمی کیا و شبی که ماه کامل شد و پایتخت ۵ را دیدیم. تازه آنها منطق روایی داشت اما «آخر خط» نداشت. حالا همه این کپی برداری ها را استفاده کنید و در آخر چه شود؟ تا به این برسید که آقای شاخ اینستاگرام قرارداد ۱۰ ساله دارد؟ من هنوز این را متوجه نمی شوم که علی صبوری چه فایده ای برای تلویزیون دارد که باید قرارداد ده ساله با او بسته شود؟ تلویزیون برای کل مردم ایران برنامه سازی می کند یا برای بخش هایی که دنبال شاخ های اینستاگرامی هستند؟ بعد هم ما افراد خیلی بهتر از اینها را داریم که تلویزیون می تواند با آنها قرارداد ببندد .

کیفیت مجموعه‌های تلویزیونی تابع چه قوانینی است؟

 

** تحقیق هایی که در «شاهرگ» صورت نگرفته است

چندی پیش یک عبارت درباره سریال «شاهرگ» خواندم که به نظرم بد هم نبود، «ماجرای نیمروز کمی چاق تر». این سریال بسیاری از مدل هایی که در ماجرای نیمروز بوده را به عنوان الگو استفاده کرده است. یعنی یکی از کاراکترهای این سریال مشابه فیلم ماجرای نیمروز است. عباس غزالی در شاهرگ در نقش فرخ فهیمی بازی می کند، او یکی از اعضای گروه منافقین بوده که حالا تغییر ماهیت داده و خلاف تفکر خود در گذشته دارد پیش می رود. او دقیقا همان چهره احمد مهرانفر در «ماجرای نیمروز ۱» است. وجود چنین کاراکتری آنهم در روزهای اول انقلاب که اغلب افراد چهره ظاهری مشابه به هم داشتند و با ماشین پیکان تردد می کردند تا به اینجای سریال نقطه خطا است.

حال باید گفت در ماجرای نیمروز اگر هم سوژه ای داشتند می گفتند، اما در شاهرگ یک سکانسی بود می خواستند حال یکی از فامیل هایشان را بپرسند و از طریق اقوام به نتیجه ای نرسیدند و فرد مذکور که سمتی در امور دولتی داشت به ارگان شهربانی و چند ارگان دیگر دستور داد تا خبری از حال اقوامش بگیرند، چنین ماجرایی در عالم واقعی کاملا غیر منطقی است و در ذهن نمی گنجد که فردی با چنین سمت مهمی بخواهد کار و زندگی شخصی اش را با هم در آمیزد.

کیفیت مجموعه‌های تلویزیونی تابع چه قوانینی است؟

 

**درست و مفصل تحقیق کنید

در سکانسی که در مجلس بمب گذاری شده بود یکی از بازیگران به یکی از اعضای گروه می گوید بیا بریم و او می گوید من کار دیگری دارم و با او دعوا می کند! یکی نیست بگوید در ساعتی که باید کار نظامی انجام دهید دیگر کار شخصی تان چیست؟ بعد جالب است که می گویند ما الگویی برای ساخت این سریال در سینما و تلویزیون نداشتیم!

به دوستان باید گفت اگر می خواهید داستانی درباره منافقین بسازید لااقل درست و مفصل تحقیق کنید. اگر در کیمیا موضوع تحقیق را به درستی رعایت نکردید اینجا و در شاهرگ هم همان فرمان را دارید پیش می روید. نمی شود هر چیزی که شما از فیلم های دیگر می بینید را بیارید و در سریال خودتان کپی کنید! حالا می گوییم این دو سریال جدای از هم ساخته شده اند اما کجای نیروهای انقلابی ما همسرانشان این شکلی بودند؟ کاش لااقل فیلم «وصل نیکان» ابراهیم حاتمی کیا را می دیدند که زیر موشک باران هوایی عروسی کردند یا فیلم گذرگاه.

معلوم نیست این الگوها را از کجا می آورند و در ادامه به جنگ ایران و عراق می چسبانند. آمریکا سریال می سازد درباره ویتنام و جنگ جهانی دوم و زمانیکه سریال تمام می شود قدرت آمریکا هنوز بالای سر مخاطب است، حتی اگر داستان دروغی ساخته شده باشد. اما در کشور ما حتی اگر سریال خیلی خوبی هم بسازند، در آخر قدرت دست ما نمی آید و در این نقطه همچنان با ضعف ساختاری مواجهیم.

اینکه دوستان می‌آیند و می گویند فقط ما این مدل سریال را ساختیم خیلی عجیب است چراکه نمونه های بسیاری از این مدل ها تا به حال در سینما و تلویزیون ما دیده شده است مثل «تویی که نمی شناختمت» ساخته ابراهیم سلطانی فر که در اپیزود اول منافقین مردی که به تازگی از جبهه آمده بود، را درست جلوی چشم همسرش به شهادت رساندند.

کیفیت مجموعه‌های تلویزیونی تابع چه قوانینی است؟

 

این سریال اصلا پختگی لازم را ندارد و اصلا نمونه مشابه را به درستی به کار نبردند. از طرفی دوستان به شدت آسان و کم هزینه کار کردند، با چهره و قیافه و الگوی آشنا مثل ماجرای نیمروز و اخراجی ها چیزی در نمی‌آید!

** دیالوگ های تکراری در صحنه خنثی کردن بمب

یک دیالوگ تکراری در اغلب فیلم های غربی وجود دارد و آنهم این است وقتی خنثی کننده بمب می خواهد عملیاتی انجام دهد، به اطرافیانش می گوید سیم آبی را قیچی کنم یا قرمز؟ جالب است که در همه فیلم ها هم آبی و قرمز می گویند و در نهایت هم برعکس آنکه گفتند را قیچی می کنند مثل نمونه های آمریکایی.

سریال شاهرگ به شدت سهل و آسان گرفته شده است و آخر خط نیز منطق وصل دو داستان کمدی با مدافعان حرم را ندارد. نشان دهنده این است که از لحاظ سوژه یابی، سفارش دادن، پردازش تصویری، هزینه کم، داستان های زود سر هم بندی شده و تدارکات کوتاه قبل از سریال برایش بیشتر از کیفیت مجموعه های تلویزیونی برایشان اولویت پیدا کرده است. امیدوارم با اعلام سریال های سال بعد، در آینده کیفیت سریال هایمان به اوج برسند.

** تلویزیون باید قدرتش را به رخ بکشد

این روزها و به دلیل موج دوم شیوع کرونا در کشور به دورانی رسیدیم که مردم بیشتر توصیه به خانه ماندن می شوند و باز دوباره رجوع به تلویزیون زیاد شده است. بنابراین تلویزیون باید قدرتش را در این زمان فعلی به رخ بکشد و سریال هایی که می بینیم سریال هایی نیست که قدرت تلویزیون را به رخ بکشد و این شب ها فقط برنامه «عصر جدید» عیار تلویزیون را بالا برده است و حتی فوتبال ها هم عیاری ندارند.


برچسب ها: رسانه
نظر شما