يکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹
ساعت : ۱۵:۴۶
کد خبر: ۱۱۱۶۴۶
|
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۵
حمید رزاقی
کارکردهای فرهنگ و هنر در شهر کلان شهر تهران به مثابه یک نظام جامعوی مشتمل بر چهار خُرده نظام اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی است.

خُرده نظام فرهنگی ملهم از خُرده نظام های دیگر است، اما نسبت به آن ها در جایگاه والاتر، کیفی تر، نمادین تر و انتزاعی تر قرار دارد و نقش راهبری و جهت دهی به آن ها را بر عهده دارد و کارکردش حفظ و تقویت الگوهای ارزشی، باوری و هنجاری جامعه شهری است.

خُرده نظام فرهنگی  موجبات شکل گیری و تداوم قواعد عمل جمعی عام و مورد قبول جامعه، وحدت رویه و تعاملات سازنده را بین نهادها، سازمان ها و گروه ها شهری و شهروندان فراهم می آورد. خُرده نظام فرهنگی که سرشار از اطلاعات و داده های کیفی برای نظم دهی به ساز و کارهای زندگی شهری است، در پیوندی هماهنگ با خُرده نظام های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی این قدرت را دارد که انسجام و پیوستگی بین نهادهای شهری را به ظهور رساند و تعامل بین آن ها تسهیل و روان سازد.

فرهنگ نه تنها کارکرد انسجام بخش و وفاق اجتماعی را دارد؛ بلکه مقّوم و حافظ روح و هویت جمعی است. با فرهنگ و عناصر نمادین آن است که می توان به کیستی و چیستی  شهر خویش پی برد و مولفه های  ارزش ها (اخلاق نظری) و هنجارهای (اخلاق عملی) ذخیره شده در آن را در حافظه جمعی و رفتار شهروندان نهادینه و درونی کرد و با تفهیم و تفهم متقابل زندگی سالم شهری را زنده و پویا نگه داشت.

از این منظر فرهنگِ برخاسته از هویت معنویِ شهر مورد تأکید است، آن هویتی که اشاعه دهنده و مروج خداجویی، اخلاق متواضعانه، راستی، درستی، صداقت، نوع دوستی،  انفاق، حُسن رفتار، بردباری، عدالت، تعاون، قناعت، مناعت، عزت نفس و نظایر آن  ها است. هویتی که نه تنها مناسبات شهروندان را متعادل، همنوا  و همدل می کند و بر اساس این عناصر تشخص می دهد، بلکه این توان را دارد انسان شهری شده را از انواع اضطراب ها، تنش ها، بیگانگی ها، بدخلقی ها و آسیب ها دور سازد و شخصیت هایی بپروراند که ضامن اخلاق حسنه، اعتماد و نرم خویی در روابط اجتماعی در سطوح خرد و کلان جامعه شهری باشد.

فرهنگ و برنامه ریزی فرهنگی و هنری با رویکرد معنوی قادر است به گونه ای مطلوب و مؤثر نیازهای گسترده و متنوع شهروندان را در عرصه های هنری، معنایی، فرح بخشی، آفرینش گری و گذران اوقات فراغت سالم فراهم سازد و به نحوی شایسته فعالیت ها و اقدامات خود را در خدمت فرهیختگی، علایق زیبایی شناسی و هم چنین بسط مهارت های زیست شهری و ارتقای دانش عمومیِ شهروندان قرا دهد. بدین سان فرهنگ شهری قابلیت تحقق عرصه هایی برای تولید و آموزش فرهنگی و هنری و تفریح سالمِ شهروندان را دارد. عرصه هایی در شهر که بتوان در آن ها به زیست فرهنگی و هنری پرداخت، مکان هایی که بتوان در آن ها حضور مداوم و گذران اوقات سالم داشت و فعالیت هایی که شهروندان در عرصه های تجربیات زیبایی، فرهنگی، هنری و ورزشی مشارکتی فعال داشته باشند و بدین طریق کیفیت زندگی فرهنگی و اجتماعی خود را در شهر ارتقاء بخشند.

به بیان دیگر کارویژه فرهنگ با شکل و محتوایی معنوی از یک سو به معنای گسترش دسترسی آحاد شهروندان به ابزارها، امکانات و فعالیت های فرهنگی و هنری است و از سوی دیگر به معنای آفرینندگی و نوزایی فرهنگی بر پایه مشارکت شهروندان است. کارویژه ای که با نیازها و خواسته های معناجویی و سلامت روحی شهروندان سازگار و هماهنگ باشد.

از کار ویژه های دیگر فرهنگ و هنر، تولید و ساماندهی سیما و منظر شهری است. در این کارکرد به کاهش و رفع اغتشاش بصری، ایجاد چشم اندازهای زیبایی شناسانه و روح افزا، تقویت احساس تعلق شهری و تعمیق خاطره های تصویری دل انگیز از مناظر و افق شهر و ارتقای کیفیت معماری و محیط شهری و هم چنین برجسته سازی نشانه هویتی شهر و بازبینی تبلیغات بصری و محیطی شهر تأکید می شود.

از دیگر کارکردهای اقدامات فرهنگی و هنری، گرایش به هنر محیطی است که بر نقش هنر در مکان های عمومی تمرکز دارد. اثر هنری را نباید تنها در نگارخانه ها و موزه ها یافت، بلکه محیط های باز در شهر مانند میادین، بوستان ها و گذرگاه های شهری مکان هایی هستند که در آن ها اثر هنری آفریده  می شود و بی واسطه و به طور مستقیم با بستر اجتماعی و شهروندان ارتباط دیداری و احساسی برقرار می کند. از این دیدگاه شهر یک اثر هنری بزرگ است که آفرینندگانی به وسعت خود و به تعداد جمعیتش دارد. اثر هنر محیطی  با مخاطبان و شهروندان در فضاهای در آمیخته می شود، به گونه ای که که مرز بین مخاطب و اثر هنری برداشته می شود و یگانه می گردد و جدایی ابژه و سوژه از میان می رود.

 ایجاد و گسترش هنر محیطی در فضاهای شهری بازگشتی آگاهانه به صیانت از ارزش های زیست محیطی و طبیعت دوستی با رهیافت پرهیز از تخریب محیط زیست است. طبیعت و محیط زیستی که ودیعه  و امانتی الهی  است و بر عهده بشر گذاشته شده که  از آن حفاظت و نگاه داری کند. بازگشت طبیعت  در هنر محیطی، دیدگاهی نرم خویانه به محیط زیست است و بشر را دعوت می کند که به حفظ و گسترش این نعمت الهی همت گمارد و پیوندی زیبایی شناسانه با طبیعت برقرارکند. لذا مهم ترین تأثیر هنر محیطی ارتقای کیفیت کالبدی فضاهای شهری و بهبود سیما و منظر شهری و ایجاد حس خاطره انگیزی و مدارا جویی با طبیعت در میان شهروندان است. ادراکی از طبیعتِ خدایی که با هنر محیطی به میان شهر می آید و روح و روان شهرنشینان را در شهر پر هیاهو و آکنده از ترافیک سرسام آور، آرام می کند و التیام می بخشد.
نظر شما