جمعه ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۰
ساعت : ۲۲:۴۹
کد خبر: ۱۱۴۸۷۸
|
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۶
حمید رزاقی
راهکارهای ارتقای فرهنگ شهروندیپایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر؛ حمید رزاقی*:

 شهروندي (Citizenship) به عنوان مفهومي بنيادي و نهادين در عصر حاضر از اهميت وافري در زيست اجتماعي و شهرنشيني برخوردار است. شهروندي هم يك رابطه است، هم مي تواند در قالب يك موقعيت تعريف شود؛ هم يك پايگاه و ارزش است و هم مي توان آن را احساس تعلق از اجتماع كوچك تا اجتماع بزرگ تر تلقي كرد. از اين رو گسترۀ شهروندي از شهروندي محلي(خرد) تا شهروندي جهاني (كلان) را در بر مي گيرد. شهروندي سنگ بناي طرح هاي نظري براي تعيين محورها و زيرمحورهاي پژوهش در حوزۀ «بهبود كيفيت زندگي» جامعه و شهرنشينان قرار گرفته است. در واقع شهروندي و حقوق شهروندي، كانون اصلي مباحث حوزۀ  كيفيت زندگي و  رضايت از زندگي محسوب مي شود.

واژه شهروند معادل واژگان انگليسي citizen و فرانسه citoyen قرار دارد كه از آن دو مفهوم مستفاد مي شود. نخست مفهومي كه به يك منشاء تاريخي باز مي گردد، يعني زماني كه انقلاب هاي اجتماعی اواخر قرن 18 و قرن 19  در اروپا  و امریکای شمالی به وقوع پیوست كه حاصل آن تشكيل دولت هاي جديدي است كه مدعي اند، مشروعيت خود را از مردم يا  ملت مي گيرند. اين واحد كنش گر اجتماعي (ملت) بر اساس مجموعه ای از قراردادهاي اجتماعي يا همان قوانينی است كه در حوزه هاي مختلف زندگي منعقد مي شود و با دولت پيوند مي خورد. اين قوانين براي شهروندان حقوق و وظايفي را مشخص مي كند كه از آن برخوردار و پايبند هستند. در اين رویکرد شهروندي به معنای يك نوع قرارداد متقابل اجتماعي و يك سلسله حقوق متقابل دولت بر مردم و مردم بر دولت و هم چنين يك احساس مشترك عمومي نسبت به هويت ملي و اجتماعي در يك محدوده مشخص سرزمینی است. در اين معنا، فرهنگ شهروندي به مجموعه هايي از ارزش هاي اجتماعي مانند مساوات طلبي، مردم سالاري و مسئوليت پذيري مدني، سياسي و اجتماعي شهروندان اطلاق مي شود. اين عناصر و ارزش ها جزء حقوق شهروندي در جوامع جدید محسوب مي شود.

شهروندي در معناي فوق به عنوان يك مفهوم و سازۀ عام در برگيرنده ابعاد و حوزه هاي زير است:

- «شهروندي اقتصادي» یا پذيرش حق افراد جامعه در دست يابي به شغل خلاق و با معنا؛ بهره مندي يكايك اعضاي جامعه از امكانات و کاهش و رفع نابرابري هاي مادي و مالی. 

- «شهروندي اجتماعي» يا مشاركت فعال در سطوح مكاني خرد و كلان (محلي، شهري و كشوري)، برابري فرصت ها، دسترسي به آموزش، امكانات بهداشتي، تأمين گذران فراغت سالم و خلاق، توسعه عرصه عمومي ، پذيرش انواع زندگي انجمني، دسترسي به امكانات رفاه اجتماعي و خدمات اجتماعي. 

- «شهروندي مدني» يا پذيرش آزادي فردی، حفاظت از فرد در مقابل اقدامات غيرقانوني، برابري در مقابل قانون و ممنوعيت تبعيض.

- «شهروندي فرهنگي» يا پذيرش سبك زندگي و آداب و سنن اقوام، زبان و گويش هاي مختلف سرزميني، به رسميت شناختن تكثرها و هويت هاي فرهنگي در قالب هويت عام ملي (كثرت در وحدت).

- «شهروندي سياسي» يا پذيرش حق انتخاب شدن و انتخاب كردن، دسترسي به اطلاعات و فرصت برابر در زمينه مطالبات سياسي. 

بي ترديد بين ابعاد و حوزه هاي  شهروندی با يكديگر و با كليت سازۀ  شهروندي رابطه مكمل و ارگانيك برقرار است. به بيان ديگر ابعاد و حوزه هاي مزبور بر هم فراخوان هاي تكميلي يكديگرند و از اين رو مقّوم، زاينده و بازتوليد كننده هم هستند. ضعف و ناپايداري در هر يك از ابعاد شهروندی در تشديد ناپايداري ابعاد ديگر تاثيرگذار است و اين به نوبه خود بر كليت سازۀ شهروندي اثرگذار است. به طوری که كم و كيف وضعيت شهروندي در هر يك از ابعاد، بر كم و كيف وضعيت ابعاد ديگر شهروندي اثر مي گذارد و در نهايت بر وضعيت كليت نظام شهروندي اثر بي چون و چرا دارد.

اما مفهوم «شهروند» به ويژه در كشور ما معناي ديگري (دومي) نيز گرفته است كه با اين معنا بيشتر رايج است. در اين معنا ساكنان شهرها كه بزرگ ترين گروه اجتماعي را در كشور تشكيل مي دهند و رابطه آن ها با حوزه مديريت هاي شهري يا شهرداري ها به موضوع اصلي تبديل شده است. در اين رویکرد به هر يك از ساكنان شهر مي توان «شهروند» خطاب كرد، زيرا در چارچوب حقوقي و سياسي مجموعه ای از وظايف و حقوق تعريف شده قرار مي گيرند. در اين مفهوم «شهروند» شهرنشيني است كه با احساس تعلق به شهر، نسبت به حقوق و وظايف فردي و اجتماعي خود آگاهي داشته و با پذيرش تكاليف خود در امور شهر، مشاركت فعال دارد. در اين جا واژۀ  شهروندي بيشتر به معناي همشهري استفاده مي شود. اصطلاح«حقوق همشهري»، كليه قوانين و مقررات شهري است كه شخصيت هاي حقيقي و حقوقي مقيم و يا مهمان يك شهر ملزم به رعايت آن هستند. «فرهنگ شهروندي» در اين معنا به مجموعه اي از بينش ها، آگاهي ها، گرايش ها، مهارت ها و هنجارهاي رفتاري اطلاق مي شود؛ كه افراد جامعه از نظر سكونت و اقامت در شهر بايد واجد آن باشند. از اين منظر«فرهنگ شهروندي» را مي توان مجموعه اي از سه عنصر رابطه شهروندان با محيط، شهروندان با يكديگر و شهروندان با مديريت شهري تعريف كرد.

گرايش به «شهروندي» و به كارگيري آن در درك و تحليل بسياري از مسايل اجتماعي و شهري ، صرفاً به تلاش هاي علمي و ارزشمند صاحب نظران و پژوهشگران مربوط نمي شود، بلكه به شايستگي خود مفهوم شهروندی جهت كارآمدي آن در مديريت شهري و برنامه ريزي در امور مختلف شهر بازمي گردد، به گونه اي كه امروزه بسياري از موضوع ها و مسايل شهري، از منظر «شهروندي» نه تنها قابل تحليل، تبيين و نظريه پردازي است، بلكه به كارگيري آن در توسعه قابليت ها و توانايي هاي مديريت شهري و در شناسايي و حل و فصل بسياري از مشكلات و نابساماني هاي موجود در اداره شهرها، كاربرد علمي و عملي فراوان دارد. 

جمعيت شهرنشين كشور ما باروندي بي سابقه رشد شتابان يافته است. اين روند در كنار ضرورت وجود امكانات، درخواست ها و نيازهاي فزاينده و نوشونده، تغيير نقش ساكنان شهر به «شهروند» را در مطالعات شهري و به طور واقعي و عيني به موضوعي محوري بدل ساخته است. چنان چه بخواهيم در توسعه شهري، پاسخگوي احتياجات و مسايل امروز باشيم و سهم نسل هاي آينده را نيز در نظر بگيريم، ملزم هستيم اداره شهرها را بر پايه «مشاركت آگاهانه شهروندان» و مبتني بر«فرهنگ و اخلاق شهروندي» تعريف، طبقه بندي، مدل سازي، برنامه ريزي و عملياتي كنيم.

كسب توانايي ها و مهارت هاي شهروندي يا به عبارت ديگر تبديل ساكنان شهر به شهرونداني موثر و كارآمد مستلزم آشنايي شهرنشينان با حقوق و تكاليف، نگرش هاي قوام يافته نسبت به ارزش هاي اجتماعي، حساسيت نسبت به فرهنگ و آداب و سنن، احترام به شأن و منزلت انساني و تلاش براي مداراجويي و حفظ محيط زيست است. رفتارهاي مدني نيز جزء مهمي از مفهوم شهروندي را تشكــــــيل مي دهد. رفتارهايي مانند مشاركت هاي اجتماعي، شركت در فعاليت هاي داوطلبانه و انسان دوستانه، مشارکت درحفظ نظم اجتماعي و مراقبت از محیط زیست، ساکنان شهر را به شهروندانی فعال و كارآمد در جامعه شهري تبديل مي كند.

از آن جا كه بخشي از مشكلات و نابساماني هاي موجود در اداره كلان شهرها و شهرهاي بزرگ حاصل عدم توافق يا بي توجهي اقشاري از شهرنشينان به شيوه هاي عقلاني زندگي و زيست شهري است و فقدان يا كمبود آگاهي از فرهنگ شهروندي و الگوهاي رفتاري زندگي شهري هزينه هاي زيادي را به ساکنان شهر، مديريت شهري و محيط شهري تحميل می کند؛ لذا ضرورت توسعۀ فرهنگ شهرنشيني و کسب مهارت هاي شهروندي در ميان ساكنان شهر بيش از پيش اهميت يافته و لازم است از طريق روش ها و سازوكارهاي آموزشي و ترويجي در گسترش و بهبود فرهنگ شهروندي گام برداشته و آن را نهادينه سازيم. از این رو به منظور تحقق اين هدف، تدوين راهكارهاي ارتقاي فرهنگ شهروندي از سوي مديريت شهري لازم و ضروري است و از اهميت ويژه اي در سامان دهي اداره شهرها برخوردار است.

انواع فرهنگ شهروندي:

 1- فرهنگ صداقت، راستي، امانت داري و وجدان كاري:

سرمايه اجتماعي به مثابه ذخيره اي ارزشمند در تعاملات اجتماعي محسوب مي شود. سجايايي مانند صداقت، راستي، حسن تفاهم ، سلامتي نفس، همدري، دوستي، دلسوزي، اعتماد، همبستگي، وفاداري، امانت داري، وجدان كاري و غيره از مصاديق سرمايه اجتماعي هستند. سرمايه اجتماعي بسان نوعي روغن اجتماعي است كه در مناسبات بين افراد، گروه ها و نهادهاي اجتماعي نقش ايفاء مي كند و در عين تسهيل كنندگي مناسبات افراد، چسبندگي اجتماعي نيز ايجاد مي نمايد. به عبارتي سرمايه اجتماعي هم چسب اجتماعي است و هم روغن اجتماعي. از يك سو اصطكاك بين افراد و واحدهاي اجتماعی كه دربرخورد با يكديگر قرار مي گيرند را كاهش مي دهد؛ يعني مناسبات و رفتار افراد و گروه هاي اجتماعي را تسهيل مي كند و از سوي ديگر، به مانند يك چسب اجتماعي، افراد و گروه هاي اجتماعي را در كنار هم و در يك محيط تعامل اجتماعي نگه مي دارد. مي توان سرمايه اجتماعي را محيطي دانست يا مجموعه شرايط قواعد اخلاقي و اجتماعي در نظر گرفت كه به طور ضمني فرهنگ رفتاري افراد را شكل مي دهد و كمك مي كند تا سرمايه هاي انساني، مادي، اقتصادي و فيزيكي در تعامل سازنده با یکدیگر قرار گرفته و تسهیل کنندۀ مناسبات سالم میان شان باشد و هزینه های مترتب را کاهش دهد.

2- فرهنگ الگوی مصرف پایدار:

صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست؛ بلکه صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن و ضايع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است. الگوي مصرف پایدار، اهميت بخشيدن به مقولۀ درست مصرف كردن است و در واقع به معناي نهادينه سازي روش استفاده درست از منابع است و موجب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها و زمينه مناسبي براي گسترش عدالت است. نوع و كم و كيف سبك زندگي در نوع و كم و كيف الگوي مصرف نقش و تاثير اساسي دارد. هر چه سبك زندگي در راستاي الگوي مصرف بهينه سازمان پيدا كند، توسعۀ پايدار امكان تحقق بيشتري مي يابد. نقش و تأثير سبك زندگي در الگوي مصرف چنان با اهميت است كه برخي صاحب نظران جامعه شناسی تا آن جا پيش رفته اند كه بين اين دو تمايزي قابل نبوده به طوري كه نزد آنان سبك زندگي همان الگوي مصرف است. الگوي مصرف قابل مشاهده ترين و بهترين شاخص سبك زندگي است. اساساً پايه و مبناي كيفيت زندگي شهروندان و تغيير و اصــلاح « الگوي مصرف» نياز به فرهنگ سازي دارد و اين امر مهم با آموزش و ترويج محقق می شود.

3- فرهنگ نظم و انضباط اجتماعي و قانون گرايي:

در طول تاريخ هر جامعه اي براي قاعده مندي رفتار اعضايش، هنجارهايي را تعريف و نهادينه كرده و آن ها را به رعايت آن قواعد و هنجارها ملزم نموده و در برابر تخلف و سرپيچي از آن واكنش نشان داده است. قوانين در هر جامعه اي مبناي اصلي نظم اجتماعي محسوب مي شود، به طوري كه بدون وجود قوانين، نظم و انتظام اجتماعي ميان افراد، سازمان ها و نهادهاي اجتماعی غيرممكن خواهد بود. قانون جايگاه افراد را در نظام اجتماعي معين ساخته و توقعات و انتظارات را در جهت منطقي هدايت مي كند. قانون نه تنها رابطه ميان كنش گران را تعريف مي كند، بلكه روابط ميان نهادها و گروه هاي اجتماعي را نيز در سطح كلان مشخص كرده و براي كساني كه از آن تخطي مي كنند؛ تنبيهاتي در نظر مي گيرد. شايان توضيح است بين نوع و كم و كيف انسجام اجتماعي و وفاق شهروندي با نوع و كم و كيف نظم و انضباط اجتماعي و قانون گرايي رابطه متقابل وجود دارد. به طوري كه از يك سو هر چه سطح وفاق اجتماعي در سطوح خرد، ميانه و كلان ارتقاء يابد؛ گرايش به نظم انضباط و قانون گرايي بيشتر مي شود و از سوي ديگر تعميق و گسترش نظم و انضباط و قانون گرايي در جامعه نشان گر تقويت همبستگي اجتماعي و وفاق شهروندي است.

4- فرهنگ و آيين همسايگي با تاكيد بر آپارتمان نشيني:

در گذشته اي نه چندان دور در شهرها  فاميل و آشنايان دور و نزديك در يك خانه كنار هم زندگي مي كردند و ساكنان يك محله بيشتر از افراد و اعضاي فاميل تشكيل مي شد. فاصله محل سكونت اقوام آن قدر نزديك بود كه همه روزه با هم در تعامل بوده و حمايت و دستگيري كردن از همسايه ها از مهم ترين اهداف ساكنان محله به شمار مي رفت. با گسترش شهر و شهرنشيني و توسعه شهری، ساكنان شهرهاي بزرگ در آپارتمان ها ساكن شدند كه در اين ميان برخوردها و تنش هايي ميان همسايگان به لحاظ تنوع فرهنگي و آداب اجتماعي را به همراه داشته است. فرهنگ همسايگي همان هنجارها و ارزش هايي است كه مسايل روزمره زندگي و هم جواري، از قبيل پرداخت هاي مرتب ماهيانه، مراعات آسايش همسايگان، همكاري و اشتراك مساعي در حل و فصل مسايل و مشكلات آپارتمان و محله و پيوند اجتماعي ميان آنان و غيره را تنظيم مي كند. اين مجموعه، ارزش ها، افكار، احساسات و رفتار همسايگان را شكل مي دهد و به نوعي بر آن ها تأثیر مي گذارد. انسان هايي كه با يكديگر در يك محل يا يك ساختمان زندگي مي كنند و پيوسته با هم در تعامل هستند؛ خواه ناخواه با هم ارتباط داشته و در نتيجه كيفيت اين ارتباط بر بهداشت رواني و در نهايت آرامش آن ها تاثير به سزايي خواهد گذارد.

5- فرهنگ نظافت و بهداشت عمومي با تاكيد بر كاهش توليد و تفكيك زباله:

يكي از مباحث اساسي در زيست شهري مسئله بازيافت، نظافت و بهداشت محيط عمومي شهر است. با اين كه شهرداري وظيفه جمع آوري و توسعه و بهبود  فنون و روش هاي تفكيك زباله و بازيافت مواد را به طور مستقيم برعهده دارد و در اين زمينه خدمات فراواني ارائه مي دهد؛ اما نقش و مشاركت شهروندان در اين امر بسيار ضروري و حائز اهميت است. ترويج فرهنگ نظافت و بهداشت شهري به ويژه در خصوص كاهش توليد و تفكيك زباله و مشاركت دهي شهروندان، خدمات رساني شهرداري را در سطح مناطق و محلات شهري تسهيل نموده و بهبود خواهد بخشيد.

6-  فرهنگ صحيح رفتار ترافيكي( كاهش آلودگي هوا و ترافيك):

طرح هاي متعددي از سوي سازمان ها و ادارات متولي كلان شهرها و شهرهاي بزرگ در زمينه بهبود وضعيت ترافيكي به اجرا گذاشته شده است. به طور مثال در سطح شهر تهران« طرح محدوده ترافيك»،  طرح زوج و فردسازي عبور و مرور وسايل نقليه شهري» و « طرحBRT» از جمله پروژه هايي است كه هم اكنون در حال انجام است. به نظر مي رسد صرف به اجرا گذاشته شدن اين طرح ها به تنهايي نمي تواند در ارتقاي وضعيت ترافيكي كلان شهرها مثمرثمر باشد از اين رو بسياري از صاحب نظران بر نقش و اهميت ترویج فرهنگ ترافيكي نيز تاكيد ويژه دارند. به بيان ديگر هرچند توسعه و اجراي طرح هاي بهبود ترافيك شهري ضروري و لازم است؛ اما جايگاه فرهنگ سازي و مشاركت شهروندان در زمينه تسهيل و روان سازي ترافيك حائز اهميت بوده و مي بايست مورد توجه قرار گيرد.

7- فرهنگ سلامت شهروندي با تاكيد بر تغذيه سالم:

غذا و تغذيه سالم يكي از محورهاي توسعه پايدار هر جامعه براي دست يابي به رشد و تعالي در تمامي ابعاد زندگي و معيشت شهروندان محسوب مي شود. به طوري كه ارتباط تنگاتنگي ميان تغذيه و سلامت افراد جامعه، مورد توافق متخصصان علم تغذيه قرار گرفته است. امروز يكي از باورهاي مديريت شهري در خصوص سلامت، سرزندگي و نشاط شهر اين است كه شهرونداني سالم داشته باشد. بنابراين از آن جا امروزه كه کیفیت تغذیه و ارتقای آن علاوه بر آن كه ضامن سلامتي افراد جامعه است،  نشاط و بهره وري را نيز به ارمغان مي آورد، مورد توجه در برنامه ريزي ها و سياست گذاري هاي شهري قرار گرفته است. در اين ميان گسترش فرهنگ تغذيه سالم در راستاي سلامت شهروندي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است.

8- فرهنگ طراحي و استفاده از فضاي سبز در زندگي شهري:

منظور از فضاي سبز شهري ، نوعي از سطوح كاربري زمين شهري با پوشش گياهي انسان ساخت است كه هم واجد بازدهي اجتماعي و هم واجد بازدهي اكولوژيك باشد. فضاي شهري از ديدگاه شهرسازي در برگيرنده بخشي از سيماي شهر است كه از انواع پوشش هاي گياهي تشكيل شده است و به عنوان يك عامل زنده و حياتي در كنار كالبد بي جان شهر، تعيين كننده ساخت مرفولوژيك شهر است. بنابراين دارايي سبز يك شهر، صرف نظر از فضاي سبزي كه توسط شهرداري اداره مي شود، از مجموع  فضاي سبز خصوصي، منازل و فضاهاي كوچك داراي گياهان خودروي و زمين هاي متعلق به دولت تشكيل مي شود. رشد صنعت و افزايش جمعيت در شهرها و در پي آن ساخت و سازهاي انبوه،  مسايل بي شماري را در زندگي شهري به لحاظ زيست محيطي پديد آورده است. به علاوه كاربري هاي جديد شهري براي پاسخ گويي به نيازهاي روزافزون و اسكان جمعيت به تدريج باعث كاهش سهم فضاي سبز و باغ هاي شهري شده است و در نتيجه موجب آلودگي در محيط زيست شهري گرديده است. با اين كه شهرداري ها وظيفه توسعه و گسترش فضاهاي سبز شهري را به عهده دارند اما به منظور توفيق بيشتر در اين زمينه مشاركت و همراهي شهروندان امري ضروري و حياتي به نظر مي رسد. در اين راستا مديريت شهري، می تواند در ترويج فرهنگ طراحي و استفاده از فضاي سبز در زندگي شهري در میان شهروندان نقش مؤثری ایفاء کند.

9- فرهنگ سازي در جهت افزايش ايمني شهري (زلزله و حوادث غيرمترقبه):

هرگونه اتفاق غير برنامه ريزي شده اي كه منجر به بروز خسارت جانی و مالی گردد يا موجب اختلال در روند زندگي عادي مردم بشود؛ حادثه غيرمترقبه يا بلا تلقي مي گردد. اين حوادث مي توانند به صورت بلاياي طبيعي مانند زلزله، رانش زمين، سيل، طوفان مخرب، خشكسالي و شيوع بيماري هاي واگيردار و ... به وجود آيند يا در اثر انفجارات مواد هسته اي يا شيميايي در مراكز صنعتي يا ناشي از جنگ هاي نظامي ايجاد گردد. هنگام مواجهه با اين حوادث مي توان با به كار بستن تدابير ايمني و بهداشتي در حفظ سلامت انسان ها و يا كاهش اثرات آن ها اقدام به موقع به عمل آورد. مديريت حوادث غيرمترقبه ابعاد مختلف سخت افزاري و نرم افزاري را در بر مي گيرد. بخشي از اين مديريت به آماده سازي شهروندان جهت مواجهه با اين حوادث مربوط است. آموزش، آگاه سازي و توانمندسازي شهروندان به منظور مقابله و كاهش تلفات انسانی و خسارات ناشي از اين مخاطرات محیطی از جمله وظايفي است كه مديريت شهری برای خود می تواند قائل شود.

راهکارهای ارتقای فرهنگ شهروندی:

با عنايت به لزوم توانمندسازي فرهنگي و اجتماعي شهرنشينان و تبديل ساكنان شهر به شهرونداني موثر، كارآمد و فعال در زندگي و زيست شهري و پرورش و پايدارسازي  اخلاق و رفتارهاي مدني و بهبود كيفيت زندگي شهري و آشناسازي و آگاهي بخشي شهرنشينان با حقوق و وظايف شهروندي و هم چنين بهينه سازي ارتباط و تعامل سازنده بين محيط شهري، شهروندان و مديريت شهري و به منظور تسهيل و روان سازي اداره امور شهر و دستيابي به مديريت شهري كارآمد، راهكارهاي ارتقاي فرهنگ شهروندي به شرح ذیل ارائه می شود.


الف) ترويج فرهنگ صداقت، راستي، امانت داري و وجدان كاري شامل:

- ترويج و آموزش مهارت هاي شهروندي در راستاي بهبود سرمايه اجتماعي.

-  بهره برداري از منابع و ادبیات غنی اخلاقی در ترويج آموزش هاي اعتماد اجتماعي با استفاده از فن آوري هاي نوين ارتباطات و فنون مدرن يادگيري.

- تقويت و حمايت از سازمان هاي مردم نهاد و تشكل هاي اجتماع محور در راستاي ارتقاي اعتماد عمومي و مشاركت دهي شهروندان.

- ترويج و تقويت پيوند شهروندان با شوراياران محلي و شهرداري.

- آگاه سازي شهروندان از ماموريت ها، وظايف، اقدامات و خدمات شهرداري در مناطق، نواحي و محلات شهري.

- آشناسازي شهروندان با جايگاه و نقش شوراها، شوراياري ها و تشكل هاي اجتماع محور.

- تشويق و ترغيب شهروندان به حفظ و تقويت سنت هاي داوطلبانه، فعاليت هاي خيريه و مشاركت در امور عام المنفعه.

- ايجاد پيوند پايدار و مستمر با معتمدين محلي جهت تحكيم و ترويج فرهنگِ سرمايه اجتماعي.

- بهره برداري از اساتيد مجرب جهت آموزش و ترویج سرمايه اجتماعي در نظام آموزش شهروندی.

- حمايت از پژوهش هاي كاربردي و كاربست آن ها در توسعه و توانمندي سرمايه اجتماعي در سطوح خرد ، ميانه و كلان شهری.

- حمايت و پشتيباني از صنايع فرهنگي( صنايع خلاق) در راستاي ترويج فرهنگ اعتماد بين فردي و عمومي.

- استفاده از تبليغات محيطي و شهري.

ب) ترويج فرهنگ الگوي مصرف پایدار شامل:

- آموزش، ترويج و تشويق اصلاح الگوي مصرف در حوزه انرژي(آب، برق، گاز، بنزين، نفت و گازوئيل).

- آموزش و تشويق شهروندان در كاهش ميزان توليد و هم چنين تفكيك و جداسازي زباله.

- آموزش و ترويج روش هاي بازيافت مواد بازيافت شدني و استفاده مجدد از آن ها در محل كار و منزل.

- آموزش و ترويج الگوهاي مبارزه با اسراف و تبذير با عنايت به متون و ادبیات موجود به ويژه در زمينۀ خريد و مصرف.

- آموزش و ترويج بهبود سبك زندگي سالم به ويژه در مصرف بهينه محصولات فرهنگي و تفريحي.

- اشاعه فرهنگ مصرف جمعي به جاي فرهنگ مصرف فردي در زمينه هاي مختلف.

- جلب مشاركت شهروندان در اصلاح الگوي مصرف از طريق تقويت سازمان هاي مردم نهاد و تشكل هاي اجتماع محور.

- تقويت پيوند شهروندان با شهرداري و شوراياران محلي در راستاي بهبود الگوي مصرف.

- حمايت از مطالعات كاربردي و كاربست آن ها در زمينه اصلاح الگوي مصرف. 

- حمايت از صنايع فرهنگي خلاق در راستاي ترويج و ارتقاء و بهينه سازي سبك زندگي.

- بهره مندي از فن آوري هاي ارتباطات و اطلاعات.

- استفاده از تبليغات محيطي و شهري.

 ج) ترويج فرهنگ نظم و انضباط اجتماعي و قانون گرايي شامل:

-  آموزش و ترويج  قانون مداري در زمينه هاي حقوق و قوانین شهروندی، حقوق و قوانین همسایگی، حقوق  و قوانین شهری و محله ای و حقوق و قوانین کشوری.

-  آموزش و ترويج اخلاق مداري در حوزۀ اخلاق نظري (ارزش ها) مانند ارزش های نوعدوستی و تعالی و تقویت نهاد خانواده.

- آموزش و ترويج اخلاق مداري در حوزۀ اخلاق عملي (هنجارها) مانند انصاف، مدارا و تساهل، رعايت عرف و آداب خانوادگي، رعایت عرف و آداب اجتماعی و شهری، رعایت قواعد و عمل جمعی عام و رفتار زیست محیطی.

-  استفاده از تبليغات محيطي و شهري.

-  بهره مندي از فن آوري ارتباطات و اطلاعات و امكانات رسانه اي.

- حمايت از صنايع و محصولات فرهنگي در راستاي ترويج نظم و انضباط اجتماعي. 

- به کارگیری نظرات كارشناسي و متخصصان در زمينه بهبود فرهنگ نظم وانضباط و قانون گرايي.

- حمايت از پژوهش هاي كاربردي و كاربست آن ها.

- توانمندسازي محله اي در زمينه تقويت نظم و انضباط اجتماعي.

- قادرسازي محلات شهري از طريق تقويت تشكل هاي غيردولتي به منظور گسترش پيوندهاي محلي و همبستگي اجتماعي.

د) ترويج فرهنگ و آيين همسايگي با تاكيد بر آپارتمان نشيني شامل:

- آموزش مهارت هاي اعتماد بين فردي و جمعي متقابل محلي و همسايگي.

- ترويج و اشاعه رعايت اخلاق و حقوق همسايگي (كاهش مزاحمت هاي همسايگي).

- آموزش قوانين و مقررات آپارتمان نشيني.

- تشويق و تقويت مشاركت همسايگان در شناسايي و حل و فصل مسايل و مشكلات محله و آپارتمان نشيني از طريق حمايت از شبكه هاي اجتماعيِ محله محور.

- تقويت سازوكارهاي تعامل و مشاركت شهروندان با شوراياران، سازمان های مردم نهاد و شهرداري.

- آشناسازي ساكنان محلات شهري با نقش و جايگاه شوراياران در حل و فصل مشكلات محله اي و همسايگي.

- حمايت از محصولات فرهنگي در نشر و ترويج فرهنگ همسايگي و آپارتمان نشيني.

- بهره مندي از امكانات رسانه اي، اطلاع رساني و تبليغات شهري.

- بهره برداري از نظرات كارشناسي و حمايت از مطالعات كاربردي.

ه) ترويج فرهنگ نظافت و بهداشت عمومي با تاكيد بر كاهش توليد و تفكيك زباله شامل:

- آموزش و ترويج مهارت ها و فنون بهداشت و نظافت عمومي در شهر و محلات شهري و محل كار.

- اشاعۀ روش هاي تفكيك و جداسازي مواد مصرف شده و دور ريختني همراه با استفاده از سازوكارهاي تشويقي و حمايتي.

- آموزش و ترويج فنون بازيافت مواد بازيافت شدني در محل كار و زندگي.

- ترويج و آموزش شيوه هاي اصلاح الگوي مصرف جهت كاهش توليد زباله.

- گسترش فرهنگ مشاركت محلي در زمينه نظافت و كاهش توليد مواد زايد و زباله.

- كيفي سازي محصولات فرهنگي مروج بهداشت محيط و بهداشت عمومي.

- آشناسازي شهروندان با صنايع بازيافت و هم چنين مزاياي بازيافت.

- گسترش فرهنگ مسئوليت پذيري شهروندان از طريق رسانه ها و تبليغات محيطي.

- آگاه سازي شهروندان نسبت به پيامدهاي عدم رعايت بهداشت عمومي.

و) گسترش فرهنگ صحيح رفتار ترافيكي شامل:

- آموزش مداوم و پايدار قوانين و مقرات راهنمايي و رانندگي براي گروه هاي سني مختلف.

- آموزش و ترويج مداوم و پايدار توصيه هاي ايمني و فني در رانندگي.

- ترويج رفتارهاي صحيح ترافيكي.

- آموزش و ترويج محاسن استفاده از وسايل نقليه عمومي.

- اجراي سازوكارهاي تشويقي در اصلاح رفتار ترافيكي.

- آموزش و ترويج روش هاي پيشگيري از آلودگي هاي ترافيكي و زيست محيطي.

- ترغيب و تشويق شهروندان و ايجاد سازوكارهاي شهري در استفاده از وسايل نقليه غير آلوده كننده.

- بهره برداري از ظرفيت هاي رسانه اي، نرم افزاري، تبليغي و اطلاع رساني.

- نظرخواهي و مشاركت دهي شهروندان در ارائه طرح و ايده ها.

ز) ارتقاي فرهنگ سلامت شهروندي با تاكيد بر تغذيه سالم شامل:

- ترويج و آموزش شيوه هاي بهداشت تن و مهارت هاي آراستگي.

- آموزش و ترويج فنون مبارزه با چاقي و لاغري (كنترل وزن و تغذيه سالم).

- آشناسازي كمبودهاي شايع تغذيه اي و راهكارهاي پيشگيري.

- شناساندن خواص گروه هاي غذايي (آموزش زبان خوراكي ها از جمله ميوه ها ، سبزي ها و...).

- آموزش و شناساندن زبان ويتامين ها.

- آموزش و ترويج تغذيه مناسب و صحيح براي كنترل چربي، فشارخون.

- ترويج و آموزش مصرف غذاهای ارگانیک و  گياهان دارويي.

- آموزش شيوه هاي مقابله با انواع آلرژي و حساسيت.

- توسعه و گسترش خانه هاي سلامت محله اي و شهري.

- حمايت از توليد و عرضه محصولات فرهنگي با رويكرد سلامت روانی شهروندان.

- بهره برداري از ظرفيت هاي رسانه اي، نرم افزاري ، تبليغي و اطلاع رساني.

- گسترش فرهنگ مشاوره و مددكاري در ميان شهروندان.

- حمايت از پژوهش ها و مطالعات كاربردي و كاربست نتايج آن ها.

- حمايت و پشتيباني از سازمان هاي غيردولتي فعال در حوزه سلامت شهري.

ح) ترويج فرهنگ طراحي و استفاده از فضاي سبز در زندگي شهري شامل:

- آموزش و ترويج مراقبت هاي محيط زيست در شهر و شهرنشيني (پارك ها، اماكن عمومي، مدارس، محل كار، خيابان، كوچه، منازل و ...).

- آموزش و ترويج مراقبت هاي زيست محيطي در طبيعت اطراف و پيراموني شهر.

- گسترش روش ها و شيوه هاي مشاركت دهي شهروندان از طريق تشكل هاي حفظ محيط زيست جهت توسعه فضاي سبز در مناطق و محلات شهري.

- ترويج و آموزش طراحي و استفاده از فضاي سبز و گل و گياه در پشت بام ها و ساختمان ها.

- ارائه خدمات و محصولات يارانه اي گل و گياه به شهروندان.

- آموزش مهارت زندگي شهري جهت بسط و تعميق حس و ذوق زيبايي شناسي شهرنشينان از منظر فضاهاي سبز شهري.

- آموزش مهارت هاي سبزي كاري و نگهداري گل و گياه در منازل و آپارتمان ها.

- تشويق شهروندان به همكاري با شوراياران محلي و شهرداري محلي در حفظ و نگهداري و توسعه فضاهاي سبز شهري.

- حمايت از توليد و عرضه محصولات فرهنگي جهت نشر و ترويج فرهنگ حفظ محيط زيست و هم چنين آموزش هاي توسعه فضاي سبز و كاشتن گل و گياه.

- ايجاد نمايشگاه هاي دايمي عرضه گل و گياه.

- استفاده از ظرفيت هاي تبليغي و رسانه اي و اطلاع رساني.

ط) فرهنگ سازي جهت افزايش ايمني شهري (زلزله و حوادث غيرمترقبه) شامل:

- آگاه سازي شهروندان در خصوص آمادگي در برابر حوادث غيرمترقبه (قبل، هنگام و پس از وقوع حادثه).


- توانمندسازي شهروندان از طريق دوره ها و كارگاه هاي آموزشي امداد و نجات در خصوص انواع حوادث غيرمترقبه.

- فرهنگ سازي و اطلاع رساني مفاهيم و ادبيات بحران و حوادث غيرمترقبه.

- راه اندازي پايگاه آموزش و اطلاع رساني بحران و حوادث غيرمترقبه.

- آموزش و ترويج فنون مقابله با اختلالات و فشارهاي روحي و رواني ناشي از حوادث غيرمترقبه.

- استفاده از ظرفيت هاي تبلغيات محيطي و رسانه اي.

- حمايت از توليد و عرضه محصولات آموزش مهارت ها و توانمندسازي شهروندان در حوزۀ مخاطرات محیطی.

- پشتيباني و حمايت از سازمان هاي غيردولتي در حوزه حوادث غيرمترقبه به ويژه در برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي و توانمندسازي شهروندان.

- ایجاد شبکه های دفاع مدنی و گروه های امداد و نجات در سطح محلات و با همکاری سازمان های ذی ربط. 

*دکترای جامعه شناسی 
نظر شما