شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰
ساعت : ۱۱:۳۴
هر چند جهان جدید و دنیای شهری شدۀ  امروز دست آوردهای فراوانی را برای بهبود زندگی و رفاه بشر به ارمغان آورده است، اما مولد و ایجاد کننده خطرات و تهدیدهای بی شماری شده است که آثار و تبعات آن به طور فزآینده بر پیکر انسان، طبیعت و زیست گاه کره زمین وارد می شود.

ظرف چند قرن اخیر به ویژه از قرن بیستم به این سو عامل اصلی تهدیدکنندۀ  جوامع بشری تأکید بیشتر بر رشد صنعت، پیشرفت های فنی و علمی پُر شتاب، تشدید عقلانیت ابزاری و مدرن سازی اقتصادی بوده است. عمل انسانی و انباشتگی ثروت و توسعه تجاری و موفقیت های اقتصادی خاصه در دوره اخیر حکایت از قابلیت های صنعتی نوع بشر و دخل و تصرف و بهره وری هرچه فزون تر از طبیعت و منابع طبیعی دارد. این قابلیت ها در عین حال نیروهای مخرب و مهیبی را گرد آورده و انسان عصرکنونی را با خطرات عظیم و بلایای وخیمی مواجه ساخته است.
 
نیروهایی در جامعۀ  بشری و به دست انسان برساخت شده که از هر سو ما را با قدرت غیر قابل کنترل شان به محاصره گرفته و مقهور و هراسناک ساخته است. قدرت سازندگی انسان به شکل دم افزونی عدم اطمینان و ناامنی او را رقم زده است (لاپتون، 1380: 302- 301). بشریت امروز غرق در توانایی های تکنولوژیک و فن سالارانۀ رو به تزاید خویش، بیش از پیش خود ویرانگر، طبیعت ویرانگر و زمینْ ویرانگر گشته است.

این مخاطرات و تهدیدها امروزه به حدی رسیده است که «اولریش بِک، جامعه شناس آلمانی» از جهان مخاطره آمیز و «آنتونی گیدنز، جامعه شناس بریتانیایی» از گردونه خُرد کننده مدرنیته سخن گفته اند (ریتزر،1393 : 743-742 و ریتزر 1392 :205-201). به تعبیر «بِک» ما آدمیان عصر حاضر در جهانی«ریسکْ سرشت» زندگی می کنیم که آکنده از عدم قطعیت ها و تهدیدهای بشرْساخته است (بریکول،7:1393). به بیانی ویژگی زندگی اجتماعی معاصر، میزان و درجه  و کیفیت بی سابقه ای از مخاطرات خواسته و ناخواسته ای است که ریشه در عملکرد انسان و رشد و توسعه شتابان صنعتی، مبتنی بر عقل ابزاری دارد.

  امروز ارواح عدم قطعیت ها بیدار شده اند و راه را بر مخاطرات تشدید یافته گشوده اند، به وجهی که بسیاری از آن ها نظیر آلودگی های زیست محیطی و اکولوژیک، آلودگی های مواد غذایی و آب های آشامیدنی و زراعی، آلودگی های هوا و ریزگردهای موجود در جو زمین، فرسایش خاک، خطرات شیمیایی و تشعشعات رادیواکتیو، بازگشت و شیوع برخی از امراض مسری و ده ها تهدید دیگر هر دم گسترش یافته و پیامدهای ناگواری را بر زندگی بشر تحمیل می کنند (قاسمی، 1388: 33).

 این مخاطرات از یک سو نتیجه دخالت نابجا و بی حد و حصر انسان در طبیعت است؛ به طوری که روابط پایدار و سوخت و سازانه میان جامعه و طبیعت را دچار اختلال کرده و برهم زده است و از سوی دیگر حاصل مناسبات بیگانه شده آدمیان و جوامع انسانی با یکدیگر است؛ به گونه ای که روابط ابناء بشر را نامتوازن و ناهمساز ساخته است.

از این منظر چالش اصلی این نیست که دنیای معاصر مخاطره آمیزتر از دنیای پیشین است، بلکه ماهیت بیم و امیدهایی که با آن روبروایم، در حال تغییر است. اکنون مخاطره بیشتر از ناحیه عدم قطعیت هایی می آید که ساخته توسعه صنعتی و علم و فن آوری است. به عبارتی مخاطرات عصر مدرن بر خلاف مخاطرات پیشین (طبیعی) که ناشی از نیروهای غیر بشری قلمداد می شدند، انسانْ ساخت و فرآورده کنش ها و محصولات او هستند (بِک، 1388: 10).
 
 در جامعۀ ریسک و مخاطرات بشرْ ساخته روابط و مناسبات اجتماعی نیز تغییر می کند، به طوری که مخاطرات به مانند ثروت، نابرابر توزیع می شوند (انباشتگی ثروت در رأس و کمبود ثروت و افزایش فقر در کف، انباشتگی مخاطره در کف جامعه و کمبود یا فقدان مخاطره در رأس جامعه). در نتیجه کیفیت زندگی افراد نیز نابرابرتر می شود. لذا هم سنگ نابرابری طبقاتی و منزلتی، نابرابری های مخاطره ای قرار می گیرد (بِک، 1992).


با این حال حتی طبقات بالا و جوامع ثروتمند نمی توانند خود را از شر خطرات خلاص کنند. چون بسیاری از مخاطرات همراه با اثرات پس زنی و بازگشتی (بومرانگی) است؛ که هم ثروتمندان و هم فقرا و سایر اقشار را در بر می گیرد. ثروتمندان که مسئول بسیاری از مخاطرات و تهدیدها مانند آلودگی های آب و هوا و گرمایش زمین هستند؛ سر انجام دامن خودشان را گرفتار کرده است و آنان نیز از مخاطرات خود ساخته نمی توانند بگریزند (ریتزر، 1392 : 205 ؛ بِک، 1388 : 10).

 بنابر این دیگر نمی توان مخاطرات امروزین را آثار جانبی صنعتی شدن دانست، بلکه به صورت مفاهیم و کانون اصلی در تعریف جامعه از سال های پایانی قرن بیستم به این سو درآمده اند، به وجهی که مخاطرات و ریسک های بشر ساخته به مسئلۀ محوری جامعۀ  معاصر مبدل شده اند. به بیان دیگر جامعۀ در مخاطره جانبی به جامعه ناایمن (جامعه ریسک) تبدیل شده است (بِک، 1995).

 خصوصیات بنیادی خطر به عنوان محصول اجتناب ناپذیر «توسعه فنی و اقتصادی» تنها مربوط به کشورهای توسعه یافته نیست، بلکه صدمات « بدِ » حاصل از محصولات « خوبِ » صنعتی شدن، سرزمین های دیگری را ناشی از فرآیند «جهانی شدن» در برگرفته است. سرزمین هایی که خود، در حال توسعه صنعتی هستند و یا فراهم کننده منابع طبیعی می باشند؛ همگام با اثرات متعاقب اجتماعی و زیست محیطی به این فرآیند سوخت می رسانند. همان طور که جامعه صنعتی در سراسر جهان گسترش می یابد، کلاف در هم پیچیده ای از مخاطرات را تولید می کند. بنابراین مخاطرات امروزین مرز نمی شناسد و با گذر از مرزهای ملی تبدیل به موضوع ها و مسائل جهانی می شوند (بِک، 1992).

 طی چند دهۀ اخیر فرآیند جهانی شدن به رشد وابستگی متقابل جامعۀ جهانی انجامیده است. جوامع و کشورها در شرایطی قرار گرفته اند که حاکمیت ملی از درون جهانی می شوند. در این فرآیند پرشتاب کشورها و اعضای جوامع بشری در دنیایی به سر می برند که هر چه بیشتر به سمت عدم قطعیت ها و بحران های غیر منتظره پیش می رود. جهانی که بیش از پیش آشفته و لجام گسیخته و غوطه ور در تهدیدهای محیطی و زیست محیطی است. 

ما از دنیایی امن و ایمن پیشین پای در دنیای خطرات و بحران های بی شماری گذاشته ایم. دنیایی که آرامش و امنیت را از زندگی و حیات انسان ها، ملت ها و دولت ها می رباید و موجودیت بشر را تهدید می کند. به طوری که دامنه این مخاطرات به قدری گسترش یافته که قلمرو آن به موضوعات فنی و تکنیکی ختم نمی شود، بلکه هم به ویژگی اصلی و هنجارین جوامع امروزین درآمده (بِک، 1995: 14-12) و هم ریشه در شرایط جامعه ساز داشته و هم تبعات و عواقب اجتماعی فزون تری هم در جوامع صنعتی و هم در جوامع کمتر صنعتی و به صورت درهم تنیده ای یافته است.

نشت گاز سمی از کارخانه حشره کش سازی به صورت ابر مسموم بر فراز شهر بوپال هند در سال 1984، حادثه هسته ای چرنوبیل در اوکراین سال1986، نشت نفت کش اکسون والدیز در آب های آلاسکای امریکا و بیماری قریب پانصد هزار نفر و مرگ هزاران جانور دریایی ناشی از آن در سال 1989، شیوع مجدد تب ابولا در سال های 2014 و 2015 در آفریقا، حادثه اتمی ناشی از سونامی زلزله در نیروگاه فوکوشیمای ژاپن (2011)، بحران آلودگی هوا در بسیاری از شهرهای جهان منجمله در شهرهای ایتالیا در اواخر سال 2015، پاندمی ویروس جدید کرونا (کووید-19) از سال 2019 به این سو، تشدید و تسری بحران کم آبی و خشکسالی مانند کشورهای خاورمیانه به ویژه از آغاز قرن 21 به این سو  و وقوع باران های سیل آسا و مخرب در بسیاری از نقاط جهان  از جمله در اروپا سال 2021 ناشی از اثر گازهای گلخانه ای، افزایش گازهای صنعتی و گرم شدن کره زمین و آتش سوزی جنگل ها در اقصی نقاط جهان مانند تخریب جنگل های آمازون در برزیل و کالیفرنیای امریکا  سال های 2015 الی  2021 و  ده ها و صدها نمونه دیگر نشان از آن دارد که تهدید ها و ریسک ها و بحران های محیطیِ اغلب بشرْ ساخته، خصلت جهانی- محلی پیدا کرده اند، به تعبیر اولریش بِک، عصر کنونی، عصر قرون وسطای صنعتی است (بِک، 1388: 113) و هیچ فرد، شهر، منطقه و کشوری را از مخاطرات در امان و مصون نیست. 

 همان طور که مدرنیزاسیون ساختار جامعۀ ماقبل صنعتی را در هم شکست و جامعه صنعتی را ایجاد کرد، امروزه نیز مدرنیزاسیون در حال از بین بردن جامعه صنعتی است و لذا گونه دیگری از جامعه در حال پیدایش و توسعه است که اولریش بِک آن را تحت عنوان «جامعۀ ریسک» مفهوم سازی کرده است (بِک، 1395 : 44-41). امواج جامعۀ ریسک همه جا را در نوردیده است (دنی،1393 :40) و جوامع بشری چه توسعه یافته و چه در حال توسعه را وارد دنیای«جامعۀ خطر تشدید یافته» کرده است.

 امروزه مداخلات علم و تکنولوژی بر محیط زندگی و محیط زیست (طبیعت) مخاطراتی را رقم زده است که جنبه جهانی گرفته است. جهانی در معرض مخاطرات بشرْ ساخته که در آن توسعه نیروهای مولد با توسعه نیروهای مخرب گره خورده است (بِک، 1388: 47). 

اگر در گذشته طبقه بالا می توانست خود را از شر مخاطرات برهاند، ولی اینک همه جای جهان به آلودگی گرفتار آمده است (محمدی اصل، 32:1388). جامعه ای بیم زده که در آن پدیده ها دارای تأثیرپذیری و تأثیرگذاری جهانی- محلی هستند و تبعات ناخواسته ای به همراه می آورند. خطرات ناشی از سلاح های کشتار جمعی (هسته ای، بیولوژیکی، شیمیایی)، شیوع و بازگشت بیماری های مسری مانند بیماری کرونا، بحران های زیست محیطی و تغییرات اقلیمی و آلودگی آب و هوا و خاک چنان ابعاد وسیع و گسترده ای یافته است که هیچ فرد و شهر و کشوری را از پیامدهای نامنتظره آن ها در امان و مصون نیست (همان:65) به وجهی که نوع جدیدی از سرمایه داری، اقتصاد، نظم جهانی، جامعه و زندگی فردی و اجتماعی در سراسر دنیا در حال پدیدار شدن است.

 این الگو و پارادایم نوظهور در همه نقاط جهان در حال گسترش است و راه را بر ضرورت بازنگری و تعریف مجدد از شرایط جدید می گشاید که خصوصیت رشد آگاهی و ادراک اعضای جامعۀ بشری از شرایط نامطمئن زندگی و همین طور مداخله عاملیت انسانی با رهیافت کنش های اجتماعی و سیاسی، محور و اُس و اساس آن را تشکیل می دهد (همان: 17-16).

 کشف تهدیدها و ریشه های آن ها که از هر سو ما را در برگرفته است؛ و نحوه مقابله با مخاطرات به کم و کیف ادراکات و آگاهی های دولت ها و اقشار و افراد جوامع مختلف از خطرات بستگی دارد و از توان و نحوه کنش های آن ها در وضعیت مخاطره می گذرد. گسترش و تعمیق ادراک آینده نگر از خطرات، آحاد مردمان و دولت ها را در حفظ و تداوم جوامع خویش، محل زندگی و محیط زیست شان توانا، تشویق و ترغیب خواهد کرد. این که شهروندان و دولت ها  چقدر نسبت به مخاطرات و عدم قطعیت های بشر ساخته روشن و آگاه شده اند و بتوانند دست به بازاندیشی و تأمل درباره خطرات احتمالی و یا غیر قطعی بزنند؛ امکان مسئولیت پذیری آنان را در قِبال ریسک ها و  بحران های محیطی تعیین و فراهم می کند.

 از رهگذر ارتقاء و گسترش ادراک از مضرات و تبعات تخریب محیط زندگی و محیط زیست و افزایش شناخت افراد و گروه های جامعه  و دولت ها از ریسک ها و خطرات اغلب بشر ساخته است که حس مسئولیت در آن ها می تواند تقویت شود و آنان را وارد کنش فعال و سازنده در برابر موقعیت ها ی مخاطره آمیز که از هر سو جوامع بشری را احاطه کرده است، نماید.

منابع:

- بریکول، گلینیس. ام (1393)، روان شناسی ریسک، ترجمه پروانه فخیم قاسم زاده و مهتاب صالحی، چاپ  اول، تهران: پژوهشکده بیمه.
- بِک، اولریش (1388)، جامعه در مخاطره جهانی، ترجمه محمدرضا مهدی زاده، چاپ اول ، تهران: کویر.


- بِک، اولریش (1395)، جامعه شناسی کار (دنیای شگفت انگیز کار در مدرنیته باز اندیشانه)، ترجمه سعید صادقی جقه و آیت نباتی حصار، تهران: انتشارات جامعه شاسان.

- دنی، دیوید (1393)، ریسک و جامعه، ترجمه صالح کاشانی محمدی،چاپ اول تهران: پژوهشکده بیمه.

- ریتزر، جورج (1393)، نظریه های جامعه شناسی، ترجمه هوشنگ نایبی، چاپ اول، تهران: نشر نی.

- ریتزر، جورج (1392)، نظریه های جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن، ترجمه خلیل میرزایی و علی بقایی سرابی ،چاپ دوم، تهران: جامعه شناسان. 

- قاسمی، محمد علی (1388)، جامعه ریسک و اهمیت آن برای مطالعات استراتژیک، فصلنامه مطالعات راهبردی، دوره 12، شماره 3 (مسلسل45)، پاییز،46-27.

- لاپتون، دبورا (1380)، بیم و مدرنیزاسیون تأملی، ترجمه مریم رفعت جاه،  فصلنامه فلسفی ارغنون، شماره 18، 316- 293.

- محمدی اصل، عباس (1388)، زنان و محیط زیست ،چاپ اول، تهران: شیرازه.

- Beck, U.(1992) Rick Society, London: Sage

- Beck, U.(1995) Ecological Politics in the Ago of Risk. Cambridge: Polity press

* دکترای جامعه شناسی

نظر شما