دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰
ساعت : ۲۰:۳۵
کد خبر: ۱۲۰۵۱۴
|
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۴۰۰ - ۱۴:۵۳
دکتر حمید رزاقی
کرونا اومیکرون و ضرورت بازاندیشیقریب یک هفته از اعلام خبر کشف گونه جدید کووید 19 از طرف سازمان جهانی بهداشت می گذرد. این سازمان اخیراً هشدار داد که گونه جدیدی به نام «اومیکرون» با احتمال خطر ابتلای بالا در حد یک پاندمی جهانی را دارد. این گونه تازه جهش یافته از افریقای جنوبی و بوتسوانا سر برآورده است و احتمالاً قدرت سرایت، سرعت انتشار و شدت عفونت و آسیب زایی به مراتب بیشتر و خطرناک تری نسبت به گونه های مهلک قبلی مانند گونه های آلفا، بتا، گاما و دلتا را دارد. با این حال تا به دست آمدن یافته های علمی جدید، احتمال وقوع همه گیری «اومیکرون» و شدت کشندگی آن در هاله ای از ابهام باقی مانده است.

خبرها حاکی از آن است که التهاب و نگرانی به کشورهای جهان به دلیل احتمال شیوع این ویروس جهش یافته، بازگشته است. کشورهای اروپایی، امریکا و استرالیا علی رغم این که توانسته اند اغلب شهروندانشان را واکسینه کنند و تا حدودی در برابر گونه های قبلی کرونا مصونیت ایجاد نمایند، اما با پدیدار شدن گونه جدید مجدداً پروتکل های بهداشتی را در دستور کار خویش قرار داده اند و سفر به کشورهای منطقه جنوبی قاره افریقا را منع و یا ورود اتباع خارجی را ممنوع کرده اند. مشاهده روز افزون «اومیکرون» در برخی از نقاط جهان می رود همه کشورها را به وضعیت اضطرای و قرنطینه بازگرداند.

 در این میان سئوال اساسی این است که چرا کووید19 قادر است در بسیاری از کشورها همچنان ساختار و رفتارش را تغییر دهد و با جهش های پی در پی قدرت آسیب زایی خود را حفظ کرده و توانایی مخاطره آمیز بودنش را ارتقاء بخشد و به صورت پاندمیِ بس مهلک تر به اقصی نقاط جهان راه یابد؟

 به بیان دیگر با وجود آن که جهان در یک سال اخیر موفق به کشف، تولید و عرضه واکسن های مختلف جهت متوقف ساختن این ویروس شده است و برخی از کشورها توانسته اند به شهروندان خود تا سطح 70 الی 80 در صد واکسن تزریق کنند، حتی از دوزهای دوم وسوم گذر کرده و به دوز چهارم نیز رسیده اند و توانسته اند آن ها را در مقابل گونه های قبلی کرونا مصون نمایند، پس چرا همچنان گونه های جهش یافته ای مانند «اومیکرون» ظاهر می شوند که احتمال دارد در برابر واکسن مقاومت کرده و به مرز  پاندمی خطرناک و مرگبار برسند؟ 
  
پاسخ به این سئوال نیازمند یافته های دانشمندان و تخصص های بین رشته ای است. به وجهی که فهم و درک این وضعیت و اقدام عملی و مؤثر در برابر کرونا نه تنها دستاوردهای علمی متخصصان میکروب شناسی، همه گیر شناسی و ایمنی شناسی و امثالهم را می طلبد، بلکه همگام با آن ها لازم است رویکرد علوم فرهنگی و جامعه شناختی را نیز فرا راه قرار داد. به عبارت دیگر در صورتی دستاوردهای علمی و فنیِ رشته های تخصصی مانند ویروس شناسی و ژنتیک در عرصه مقابله با کرونا مؤثر و کارساز خواهد بود که در پیوند با رویکردها و پژوهش های علوم اجتماعی و فرهنگی و به ویژه دستاوردهای حوزۀ جامعه شناسی قرار گیرد.

مواجهه ما انسان ها در برابر اپیدمی ها و پاندمی ها فقط تماس فیزیکی و جسمانی نیست، بلکه هم وزن با آن آکنده از مواجهه ای فکری، بین الذهانی، احساسی و رفتاری بوده و منافع دینفعان کلان و خُرد اجتماعی و تجربه زیسته آن ها را بر می گیرد. بدین لحاظ نوع و کم و کیف روحیات و ارزیابی های ذهنی و کنش آدمیان در افول یا عروج پاندمی ها  نقشی اساسی ایفاء می کند.

داده های آماری نشان می دهد به طور میانگین بیش از 70 درصد شهروندان کشورهای ثروتمند جهان یا به طور کامل در برابر ویروس کرونا واکسیناسیون را انجام داده اند یا دست کم یک دوز واکسن کرونا را دریافت کرده اند. این در حالی است که فقط چهارم و نیم درصد ساکنان کشورهای فقیر یک دوز واکسن کرونا را دریافت کرده اند ( سایت دویچه وله 22 نوامبر 2021 اول آذر 1400).

طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت تا 6 آبان 1400 تنها 6 درصد جمعیت قاره افریقا دو دوز واکسن کووید 19 را دریافت کرده اند. طبق این گزارش تعداد دوزهای یادآور که روزانه در جهان تزریق می شود، شش برابر تزریقات دوزهای اول افرادی است که در کشورهای فقیر زندگی می کنند (گزارش سازمان جهانی بهداشت 24 آبان). همچنین تنها دو درصد از واکسن های تزریق شده به قاره افریقا رسیده است (خبرگزاری بین المللی تصویری ایران پرس 24 شهریور 1400).
 یک گزارش دیگر حکایت از آن دارد که درکشورهای ثروتمند بیش از 72 درصد شهروندان حداقل یک دوز واکسن دریافت کرده اند، در حالی کشورهای با درآمد پایین، حداکثر 4 در صد از مردم دوز اول را دریافت کرده اند (سایت اقتصاد 24 مورخ 24 آبان 1400). با این که کشورهای ثروتمند به سمت دریافت دوز سوم و حتی چهارم واکسن پیش می روند کشورهای فقیر همچنان در انتظار دوز اول به سر می برند (ایرنا به نقل از سازمان جهانی بهداشت، 23 شهریور 1400).

اطلاعات فوق بیان گر توزیع ناعادلانه واکسیناسیون کرونا در سطح جهانی ظرف یک سال اخیر است. کشورهای به اصطلاح پیشرفته و ثروتمند با پیش خرید واکسن کرونا و با در انحصار گرفتن بالاترین خرید و مصرف آن در کشورهای خود مسبب اصلی این توزیع نامتوازن هستند و هر دم به این وضعیت دامن می زنند.

این کشورها با رویکرد و سیاست «اول کشور من» و با توانایی مالی خود در پی آن بودند که زنجیره بیماری زایی را در مردمان متبوع خود متوقف کنند و مصونیت ایجاد نمایند. کشورهای صنعتی با در پیش گرفتن بی مسئولیتی در قبال کشورهای های فقیر و بی توجه به پاندمیک بودن کرونا با وجود آن که به طور موقت توانستند از میزان تلفات این بیماری در سرزمین های خود بکاهند، اما قادر نبودند، زنجیره جهش های مخرب کرونا را سطح جهانی بشکنند. نتیجه این که واکسن در کشورهای فقیر در سطح نازلی دریافت شد که پیامد آن ایجاد جهش هایی مانند «اومیکرون» است که احتمال می رود با انتشار در سطح جهانی به یک پیک خطرزای دیگر نه تنها در کشورهای فقیر بلکه در کشورهای ثروتمند تبدیل شود.

 مخاطرات امروزین مبتلابه بشر مانند اپیدمی کرونا مرز نمی شناسند، از مرزهای ملی و منطقه ای عبور می کنند و تبدیل به مسائل و بحران های جهانی می شوند، لذا مواجهه با  آن ها، راه حل های جهانی- محلی را می طلبد.

 بدین لحاظ رویارویی و حل و فصل آنها نیازمند بازاندیشی جهانی، مسئولیت پذیری و مشارکت همگانی است. از این منظر ضروری است کشورها به ویژه کشورهای ثروتمند در مقابل جهش هایی از قبیل «اومیکرون» بجای سیاست «اول کشور خودم» به سوی «فرهنگ خیر همگانی» مبتنی بر توزیع متوازن و هماهنگ واکسن های کرونا در سطح جهانی تغییر نگرش و رفتار دهند.
تا زمانی که در میان همه کشورهای جهان بازاندیشی فعال شکل نگیرد و تشریک مساعی و عقل ارتباطی و تفاهمی نهادینه نشود و به یک فرهنگ پایدار در نیاید، ویروس کووید 19 می تواند با جهش های پی در پی  همچون «اومیکرون» به تاخت و تاز و تخریب خود ادامه دهد.

شاید زمان آن فرا رسیده باشد که کشورهای ثروتمند غرب با بازاندیشی از برج عاج خویش پایین آمده و بجای رهیافت های سیاسی و اقتصادی و منفعت طلبانه به راهبردهای مشترک فرهنگی و اجتماعی که مورد توافق و مشارکت آحاد بشریت باشد، برای مقابله با کرونا گردن نهند.

ظهور ویروس های جهش یافتۀ کرونا نظیر «اومیکرون» محدود و منحصر به عملکرد توزیع نامتوازن در سطح جهانی نیست، بلکه پیدایش و انتشار این دست از پاندمی های جهش یافته بی گمان ریشه در علل فرهنگی و اجتماعی در سطح ملی نیز دارد.  با این که در سطح ملی اغلب شهروندان واکسن دریافت کرده اند و پروتکل ها را رعایت می کنند، اما در این میان برخی از افراد ویروس کرونا را کتمان و انکار می کنند، برخی دیگر نسبت به آن بی تفاوتی و انفعال اختیار می کنند و پروتکل های بهداشتی را نادیده می گیرند، افرادی هم هستند که تسلیم پیشه می کنند، بعضی دیگر خود را به گمراهی و غفلت می زنند. افرادی هم پیدا می شوند که  اثربخشی واکسن ها را زیر سئوال می برند یا دریافت آن ها را مضر یا بی فایده  تلقی می کنند و از تزریق آن سرباز می زنند. برخی نیز به طور کلی از تزریق آمپول هراس دارند. بعضی دیگر دوز اول را می زنند و زدن دوز های بعدی را جدی نمی گیرند. برخی هم بر این باورند، حالا که اوضاع مساعد نیست، بگذار با کرونا، وضع از این هم بدتر شود. اینان از هر نوع مسئولیت پذیری گریزان هستند. برخی هم در اثر طولانی شدن تداوم کرونا احساس استهلاک و فرسودگی می کنند. شهروندانی هم پیدا می شوند که در اثر استمرار پاندمی دچار عادی انگاری و حساسیت زدایی شده اند. افرادی هم هستند که به روش های علمی چندان وقعی نمی نهند و بر روش های خاص خود تأکید می ورزند (داده های کیفی رساله دکترای حمیدرزاقی درباب  ادراک ریسک های محیطی، 1399).

 داده های کمّی  و پیمایشی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان می دهد که بیش از 14 درصد شهروندان بالای 18 سال کشور اصلاً تمایلی به زدن واکسن ندارند (ایسنا 6 مهر 1400). نظرسنجی دیگری از همین مرکز در آبان ماه نشان می دهد که قریب 6 درصد مردم ایران تمایلی ندارند که در آینده واکسن بزنند (ایسنا 20 آبان 1400). علیرضا اولیایی منش معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کرد که سختی کار ما 25 درصد مردمی است که در مقابل تزریق کرونا مقاومت می کنند (خبرگزاری مهر 12 آبان 1400).

 با این که درصد های فوق، اکثریت فراد جامعه را شامل نمی شود، اما همین درصدها هم قابل ملاجظه و تأمل است. ارقام 25 درصد، 14 درصد و یا حتی 6 درصد برای جمعیت 85 میلیونی کشور کم نیست. چرا که افراد گریزان از واکسن می توانند منشاء جهش های جدید در ویروس کرونا شوند که اگر چنین شود امکان ایجاد گونه های کشنده و مرگبار را فراهم کرده به طوری که احتمال دارد، اثر واکسن ها را در میان اکثریت جامعه خنثی نمایند و موجبات پیدایی  پاندمی دیگری شوند.

از داده های کیفی و کمّی فوق در می یابیم که بحران کرونا و تداوم آن یک مسئله صرفاً پزشکی یا زیست شناختی نیست، بلکه به الگوهای فرهنگی و جامعه شناختی راه می برد، لذا حل و فصل آن نیز  نیازمند توجه بر وجوه اداراکی، بین الذهانی و رفتاری انسان هاست.

 از این رو برای مقابله پایدار و جدی تر با این ویروس خطرناک در سطح ملی، راهبرد «فرهنگ بازاندیشانه»  بیش از پیش ضروری و لازم است.

 فرهنگ بازاندیشانه به گسترش و تعمیق  حساسیت و عقلانیت معطوف به توافق جمعی در میان آحاد مردم و گروه های اجتماعی تأکید دارد، روش های اقناعی و مجاب سازی را جهت تغییر نگرش نسبت به مخاطره مد نظر قرار می دهد، یادگیری و آموزش اجتماعی را مبنای کار قرار می دهد. به مشارکت سازمان های مردم نهاد عمومی و تخصصی ارج می گذارد و میدان فعالیت را برای آن ها باز می کند. مدل های تشویقی و ترغیبی را طراحی کرده و به اجراء در می آورد. افزایش اعتماد به نهادهای تخصصی و علمی را تحکیم می بخشد. نرخ سرمایه های اجتماعی و فرهنگی را می افزاید. از اندوخته ها و تجربه زیسته مردمان بهره می جوید.

 هم چنین در راهبرد فرهنگ بازاندیشانه، مطالعات اجتماعی و فرهنگی ریسک با مطالعات پزشکی و زیست شناختی حول پدیده کرونا پیوند می خورد. اقدام پژوهی می کند. رویکرد کارگزاران و کارشناسان نهادها و سازمان های متولی بحران ها را از نگاه صرف سخت افزاری به سوی نگاه نرم افزاری سوق می دهد و تعادلی منطقی بین آن دو برقرار می کند. رسانه ها را در خدمت گفتگو و راه حل های مشارکتی به کار می گیرد. ادبیات و هنر را به مقابله با کرونا به کار می اندازد. تولید محتوا را با فرم می آمیزد. اخلاق زیست محیطی و بهداشتی را پرورش و گسترش می دهد. زیست جهان فرهنگی و اجتماعی را بالنده می سازد و در نهایت گفتمان مخاطره را در این قرن بلاخیز زنده و پویا نگه می دارد.

جان کلام این که در دنیای امروز برای مقابله و مهار کرونا در سطوح جهانی و ملی نیازمند عقل بازاندیش هستیم. در سطح جهانی بر «فرهنگ خیر همگانی» مبتنی برتوزیع متوازن واکسن و اشتراک مساعی بین کشورها و مشارکت همگون و برابر ملت ها تأکید می شود و در سطح ملی، راهبرد «فرهنگ بازاندیشانه» فرا راه  نهادها، سازمان ها و شهروندان قرار می گیرد.


نظر شما