جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱
ساعت : ۰۱:۲۰
کد خبر: ۱۲۵۱۳۷
|
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۴۰۱ - ۱۲:۱۱
گفتگوی اختصاصی با «محمدرضا سرشار» به بهانه پخش سریال مستوران
صدای نام آشنای محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) در سریال داستانی تاریخی مستوران که این روزها از شبکه یک سیما در حال پخش اشت یادآور خاطرات دوران کودکی برای بسیاری از کودکان دیروز است .
گفتگو با محمدرضا سرشار( رهگذر) به بهانه پخش سریال مستوراناختصاصی پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر/مریم سادات صالحی: چند روزی است که پخش سریال داستانی تاریخی مستوران از شبکه یک سیما آغاز شده است. داستان این قصه که برگرفته از قصه های کهن ایرانی است را با صدای نام آشنای قدیمی و راوی برنامه رادیویی"قصه ظهر جمعه"می شنویم.

محمدرضا سرشار از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۸۴، اجرای برنامه رادیویی" قصه ظهر جمعه" را برعهده داشته است . او همچنین دو سال در برنامه نوجوان شبکه یک سیما به نام «آستانه» قصه گویی کرد و اجرای ده ها برنامه برای کودکان و نوجوانان در شبکه های سیما را برعهده داشت.

مهمترین اثر سرشار در حوزه نگارش داستانهای تاریخی، رمان تاریخی «آنک آن یتیم نظرکرده »است. این رمان داستان زندگی محمد پیامبر اسلام را روایت می کند.

وی عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است و سابقه تدریس در ادبیات داستانی، ادبیات کودکان ، نقدو پژوهش ادبی رادر کارنامه خود دارد.

دراین مدتی که در رادیو حضور نداشتید به چه فعالیتی مشغول بودید؟
من به صورت پراکنده با شبکه های کودک و سایر شبکه های سیما همکاری داشتم و برنامه آستانه را به صورت صوت و تصویر در دهه 80 اجرا کردم وتعدادی از گویندگی برنامه مستند شبکه افق را اجرا کردم ولی بصورت پیوسته کاری انجام نداده ام . 
کار اصلی من نویسندگی ، نقد و پژوهش در زمینه ادبیات داستانی بوده است و در این مدت بعد از 23 سال وقفه دو مجلد داستان زندگی پیامیر را سال گذشته چاپ کردم  و قصد دارم آن را ادامه دهم  .

سرپرستی نویسندگان دو مجموعه پویا نمایی تلویزیونی برای شبکه کودک با نام " بچه های ساختمان گلها" را به عهده داشتم که در 91 قسمت12 دقیقه ای نوشته شد و 52 قسمت آن از تلویزیون پخش شد و همچنین  مجموعه "شهرزاد، دختر شرقی"  که فیلمنامه آن درحال تبدیل به داستان است و قرار هست که با مشارکت به نشر در16 جلد چاپ شود.

نحوه همکاری شما با سریال مستوران به چه صورت بوده است ؟

سال قبل کارگردان این سریال با من تماس گرفتند و پیشنهاد خوانش متن هایی از سریال را به عنوان راوی به من دادند و بنده بعد از تماشای قسمتهایی از این برنامه و آشنایی با حال و هوا ی قدیمی داستان و باتوجه به اینکه سرمایه گذار اصلی این برنامه موسسه اوج هست پیشنهاد این کاررا پذیرفتم .

فکر می کنید پیوند بین تصویر و قصه گویی چقدر می تواند در دراماتیک کردن و جذب مخاطب کمک کند؟

افرادی که تخیل قوی دارتد وقتی داستاتی را بخوانند که خوب نوشته شده باشد ، معمولا قسمتهای آن داستان  و آدمها را در ذهن مجسم می کنند ولی افرادی هستندکه قوه تحیل قوی ندارند و یا اصولا ترجیح می دهند مطلب را حاضر و آماده ببینند.

امروزه مردم به واسطه های هنری و تصویری مثل سینما علاقه بیشتری نشان می دهند و مخاطبان سینما و مجموعه های تلویزیونی در زمان ما نسبت به داستان بسیار بیشتر است.

افرادی که حرفی برای گفتن دارند و توقع مخاطب بیشتر و تاثیربیشتری دارند ناگزیرند که از واسطه های تلویزیون و سینما استفاده کنند.

در مقایسه تلویزیون و رادیو می شود گفت که تلویزیون نسبت به رادیو مخاطب بیشتری دارند با اینکه رادیو قدمت بیشتری دارد و سهل و الوصول تر است و مطالب بیشتری را می توانیم دریافت کنیم ولی با زیاد شدن شبکه های تلویزیون و ساعات پخش تلویزیون مخاطبان،کمتر به رادیو گوش می دهندو به سمت تلویزیون کشیده می شوند.

آنچه که مسلم است در سینما و گاهی تلویزیون اگر کارگردان و بازیگران و نویسندگان خوب و حرفه ای باشند می تواند بسیار موفق تر از ادبیات از نظر تعداد و میزان تاثیرآن باشد.

اگر به تفاوت اجتماعی سینما و کتاب بخواهیم اشاره کنیم معمولا یک فیلم  در مدت زمانی یکماه تا دوماه گاهی میلیونها نفر را به سمت تماشا می کشاند در حالیکه وقتی کتاب  در نسخه های 1000 تا 2000چاپ می شود تمامی نسخه های آن همزمان خوانده نمی شود و به تدریح در طول دو سال و سه سال خوانده می شود.

تاثیر ادبیات به صورت مکتوب تدریجی است در حالیکه سینما ناگهان و در فاصله زمانی محدود گاهی میلیونها نفر را به سمت و سوی هدف پیش می آورد . موج آفرینی  سینما همزمان و سریعتر است هر چند که ادبیات ماندگارتر است و چه بسا تاثیر آن عمیق تر است .

چقدر این روال قصه گویی در یک مجموعه تاریخی سابقه دارد ؟

با توجه به آنکه من می دانم نمونه های زیادی در زمینه راوی گری وجودندارد و معمولا داستان فیلم با بازی یازیگرانش  می تواندداستان را روایت کندو درواقع راوی به بستر سازی سنتی مجموعه کمک می کند و حالت نوستالژی به مجموعه می دهد ولی بار اصلی فیلم به عهده داستان اصلی فیلم است .

چگونه می توان روح قصه گویی را که نتیجه آن دمیدن در زندگی است را در جامعه گسترش داد؟

فاصله گرفتن از قصه گویی و داستان و روی آوردن جامعه به سوی فضای مجازی اتفاقی است که  بخشی از این قضیه را می توان  تقصیر جبر زمانه  دانست .دردهه های قبل شرایطی حاکم بوده است که فضای قصه و  قصه گویی را بیشتر می طلبید در زمان ما و شرایط زندگی و شتابزدگی ها این شرایط  را کمتر کرده  است ولی برای کودکان و نوجوانان هم چنان این شرایط بیشتر  وجود دارد.
 
روشهای زیادی برای رواج قصه گویی در خانواده ها  هست و درنهادهای فرهنگی کشور برای قصه گویی کارهای خوبی  انجام  شده است که بی اثر نبوده است. ولی سنگ بنای آن از ابتدا درخانواده ها گذاشته می شود و آن زمانی که پدر و مادر چه هنگام خواب و یا چه در مواقع دیگر به کتاب و قصه گویی اختصاص می دهند و فراهم کردن فضای کتابخوانی و خواندن آن با لحن و گویش  مناسب در نهادینه کردن این قضیه بی تاثیر نیست.

در سنین بالاترنیز دوره های کتابخوانی چه در خانه و چه در مدرسه و تشویق کودکان برای داستان گویی دربین  همکلاسی ها در مدرسه و دوستان و در خانواده برای بچه های دیگر و یا اجرای برنامه  های رادیویی و تلویزیونی از عوامل موثری هستند.

 اگر داستان خوب انتخاب بشود و یا لحن خوب گفته و بیان  بشود می تواند خیلی اوقات کودک را از پای بازی های کامپیوتری و فضای مجازی و گوشی های موبایل به سمت شنیدن داستان بکشاند که البته  مستلزم حوصله و وقت گذاری والدین و مربیان است.
والدین بهتر است  قبل از شروع  داستان وقت بگذارند و تمرین کنند و پرسش های که ممکن است برای مخاطب کودک پیش بیاید پیش بینی کنند و پاسخهای آن را آماده داشته باشند و درنهایت  این ارتباط  باعث ایجاد الفت و انس بیشتر اعضا درخانواده می شود.

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران چگونه می تواند پیوند اساسی میان ذاثقه مردم و قصه و  داستان ابجاد کند؟ 
 
اتفاقا سالهای پیش من به همراه  مرتضی احمدی به جشنواره مادران قصه گو گه توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزارشده بود دعوت شدیم و  من هم حضور پیدا کردم و خاطره خوبی ازآن مراسم به یادم هست .این جشنواره  کار خوبی از سوی فرهنگسراها بودکه  هم در سطح محله و منطقه و شهری برگزارشد.

پیشنهادم این است که متن های مناسب جهت قصه گویی فراهم بشود و در اختیار خانواده ها قراربگیرد و برنامه های داستان گویی با داستان گوهای حرفه ای بصورت روتین و روزانه برای مقاطع سنی مختلف انجام شودو راههایی را جهت تشویق کودکان به قصه گویی بین خودشان و برای دوستانشان درنظر بگیریم.

کتابخانه های شهرداری منابع بسیار خوبی  را برای خانواده هادر نظر بگیرند. آموزش و پرورش از طریق معلمان کتابخانه ها و صدا و سیما از طریق برنامه ها و فضای مجازی می توانند دست به دست هم بدهند و تقسیم کار کنند  تا حرکت بزرگی  انجام دهند ،کارهایی که  مکمل هم باشند و تاثیری پذیری داشته باشند تا موازی کاریها و تشابه کارها باعث اتلاف سرمایه و قت نشوند.

نظر شما