چهارشنبه ۰۶ مرداد ۱۴۰۰
ساعت : ۰۲:۵۳
کد خبر: ۱۱۶۳۶۷
|
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۶
محمد معتمدی 'گفت: من اگر خودم شخصا رئیس جمهور باشم حساب سه بخش مسکن، بهداشت و درمان و آموزش را از اقتصاد جدا می کنم.
درخواست‌های معتمدی از رییس جمهور آیندهبه گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر، محمد معتمدی با بیان اینکه  من اگر خودم شخصا رئیس جمهور باشم حساب سه بخش مسکن، بهداشت و درمان و آموزش را از اقتصاد جدا می کنم؛ به شرح خواسته‌های خود از رئیس جمهور آینده پرداخت و گفت: قبل از هر چیز اولین پروژه ای که شروع می کنم، مساله سیستم جامع اطلاعات افراد کشور را ساماندهی می کنم. وی در گفتگو با خبرگزاری فارس در توضیح بیان خود گفت: همان پروژه ای که به نام کارت هوشمند ملی و کد ملی شروع شد ولی هنوز به سرانجام نرسیده و این کارت های هوشمند با اینکه کارت هوشمند هست و «چیپ سِت» روی آن هست ولی به مثابه یک کارت و برگه کاغذی دست هر فردی هست و آن را به سرانجام می رسانم زیرا تا آن انجام نشود، هیچ دولتی در هیچ حوزه و نهادی، برنامه ریزی درست و قابل اجرایی نمی تواند داشته باشد. یعنی در حوزه درآمد، در حوزه مالیات، در حوزه بهداشت و درمان و مسکن تا اطلاعات درستی در اختیار مجری این طرح ها نباشد، هیچ گونه اقدام درستی نمی توان انجام داد. و این طرحی است که زیربنای همه طرح هاست.

شما اگر به جوامع توسعه نگاه کنید می بینید که مثلا هر شهروندی یک «آیدی» دارد یک کد دارد و دولت در قبال آن یک بستری را مثل سامانه «دیج آی دی»(digid) درست کرده و تمام اطلاعات افراد در آنجا ثبت است و از هزاران هزار کاغذبازی و فتوکپی بازی و اینجور مواردی جلوگیری می کند. ازینرو در وهله اول من فکر می کنم اولین اقدامی که دولت باید انجام بدهد که هر طرحی را بخواهد انجام بدهد با موفقیت و مرتب و منظم به انجام برسد اول باید طرح ساماندهی اطلاعات و مشخصات افراد را اجرایی کند.

جدا کردن مسکن، بهداشت و آموزش از اقتصاد

در مرحله اول من اگر خودم شخصا رئیس جمهور باشم حساب سه بخش را از اقتصاد جدا می کنم، مسکن، بهداشت و درمان و آموزش. یعنی اینکه این سه بخش به صورت آزاد و رها در دامن دریای متلاطمی به نام اقتصاد رها شده باشد، این را جمع می کنم. یکی بحث بهداشت و درمان هست یعنی بخش بهداشت را از حوزه ای که بی ضابطه در دامن خشن اقتصادافتاده را نجات می دهم و جدا می کنم. دوم بحث مسکن است یعنی مسکن را هم که بدون هیچ ضابطه ای و بدون هیچ نظارتی به صورت کاملا رها در دامن اقتصاد رها شده من این را هم باز جدا و منفک می کنم و نجاتش می دهم. سوم هم بحث آموزش است. یعنی ما در مجموع سه مساله داریم، بهداشت و درمان، مسکن و آموزش که من این ها را می آورم در قالب یک مجموعه ای که با یک اقتصاد اجتماعی که حالا نمی خواهم بگویم اقتصاد سوسیالیستی ولی چیزی شبیه آن اداره می کنم یعنی اجازه نمی دهم که مسکن به عنوان یک کالای تجاری در جامعه مطرح شود.

نباید بیماری افراد مساله درآمدزایی بخش خصوصی شود! اجازه نمی دادم بیماری افراد به عنوان یک مساله درآمدزایی برای بخش خصوصی استفاده شود و همینطور اجازه نمی دادم بحث آموزش چه در مدارس و چه در دانشگاهها به صورت یک مساله اقتصادی مطرح باشد. اینها را از چنگال حوزه اقتصاد بیرون می آوردم و اگر هم بخض خصوص قرار بود در این سه حوزه فعال باشد اینها با نظارت صد در صدی یک ارگان حاکمیتی و با خط دهی آن ارگان حاکمیتی شامل ضوابط و دستورالعمل های مصوب حاکمیتی آن ها را هدایت می کردم.

موسیقی را از تجارت جدا کنید

در حوزه موسیقی هم فکر کنم آنقدر که من در این حوزه صحبت کرده ام گمان نکنم هیچ عزیزی تا به حال اینقدر صحبت نکرده باشد و نظریه نداده باشد. ولی همانطور که من همیشه گفته ام متاسفانه موسیقی بخشی است که امروزه کاملا در دامن اقتصاد و تجارت رها شده یعنی علی رغم اینکه خود موسیقی را متولیان حاکمیتی یک مساله فرهنگی و بخش فرهنگ ساز جامعه قلمداد می کنند ولی به وقت اجرائیاتش و در مرحله عملیاتی شدنش این حوزه کاملا در بخش تجارت و اقتصاد رفته است. یعنی حتی ضوابط تصمیم گیری برای این حوزه هم کلا ضوابط تصمیم گیری برای حوزه تجارت و اقتصاد است.

راه اندازی بنیاد ملی موسیقی کشور

اولین کاری که من در حوزه موسیقی می کنم همان بحثی است که قبلا هم عرض کردم سامانه ملی موسیقی کشور را راه اندازی می کنم که این سامانه ملی کشور یا بنیاد ملی موسیقی کشور که تمام نهادهایی که در حوزه موسیقی کشور دراند فعالیت می کنند را می آورم در زیرمجموعه این بنیاد ملی موسیقی قرار میدهم.

این بنیاد چند بخش را شامل می شود . یکی از بخش ها می تواند تولید محتوا انجام بدهد. یعنی سامانه ملی موسیقی، تولید موسیقی هم به صورت محتوای اجرای صحنه ای و هم محتوای قابل انتشار یعنی آثار موسیقی جدید تولید کند و هم آثار جدید موسیقی را به روی صحنه ببرد. و همچنین ارکسترهایی داشته باشد مثل ارکستر فرهنگ و هنر که  ما در قدیم داشتیم یا حتی مثلا همین مثل بنیاد رودکی که ارکستر دارد و ارکسترهایی برای این بنیاد تشکیل بدهیم منتهی با این تفاوت که مثلا اگر بنیاد رودکی  ارکسترهایی داشته که سال های سال است بودجه هایی میلیاردی برای ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی گرفته ولی ما یک آلبوم و یک قطعه تولید شده الان بنده نمی توانم در اینترنت پیدا کنم که این اثر تولید ارکستر ملی ما باشد یعنی  من نمی دانم این چه ارکستر ملی بوده که چهل سال است دارد فعالیت می کند و یک آلبوم از آن و حتی یک قطعه از آن بیرون نیامده نه صوتی و نه تصویری! و یا اگر هم قطعه ای هست به صورت کاملا غیر سیستماتیک و به صورت خیلی متفرقه و به صورت کاملا غیر تاثیرگذار که در واقع چیزی به دست توده مردم نرسیده است.

هر مرکز استان یا کلانشهر یک ارکسترفیلارمونیک داشته باشد

از این رو من این بنیاد ملی موسیقی را راه اندازی می کردم که هم بخش تولید محتوا داشته باشد هم برای مراکز استانها و شهرستانها برنامه ریزی کنم و سیاستم این بود که برای هر مرکز استانی با مشارکت دادن شهرداری های آن مراکز استان مثلا کلان شهرها مثل شیراز، اصفهان و تبریز و خود تهران و همه کلان شهرهایی که مراکز استان ها هستند، با مشارکت شهرداری ها برایشان ارکستر فیلارمونیک تشکیل می دادم. و آن ارکستر فیلارمونیک از آن تولید محتوایی که معاونت تولید محتوای همین بنیاد موصوف است و بخش تولید محتوا می کند موظف به استفاده و به اجرا گذاشتن همان تولید محتواها باشد. و این ارکستر فیلارمونیک های استانی باید در شهرستانهای مختلف برای مردم کشور موسیقی هایی مطابق با سلیقه و ذائقه عموم منتهی با استانداردهای فرهنگی کشور ارائه بدهند.

البته این بدین معنا نیست که هیچ نهادی یا هیچ تهیه کننده ای یا هیچ بخش خصوصی حق نخواهد داشت در حوزه موسیقی فعالیت کندف نخیر، آن چیزی که در نظر من هست این است که همه طبق روال سابق می توانند فعالیت داشته باشند و کارشان را انجام دهند و این که من می گویم اضافه بر آن ها محسوب می شود که وقتی به صورت قوی و پرقدرت ظاهر می شود، فعالیت ها و خط مشی موسیقی کشور را می تواند تحت الشعاع قرار داده و بر خط و ربط موسیقی کشور تاثیرگذار باشد. نه اینکه بگوییم دیگران را از آنچه که تا امروز انجام میداده اند منع کنیم و این سیاستی که می گویم اصلا به این معنی نیست که بیاییم جلوی فعالیت های آزاد موسیقی را که الان هست بگیریم.

در واقع بخش حاکمیتی موسیقی باید این موضع را که تا الان به صورت سنتی داشته که صرفا به صورت یک ممیز بوده و می گفته آثارتان را بیارید ببینم مجوز می دهم یا نمی دهم، این یک بخش و یک عملکرد بسیار ناکارآمد بوده تا الان در حوزه موسیقی که میتواند این را رها کند یا هم داشته باشد ولی با حفظ آن موضع، خود بخش دولتی هم باید مولد باشد. یعنی مثل گذشته که ما ارکستر فرهنگ و هنر داشتیم، ارکستر گلها داشتیم،  ولی الان نه صدا و سیمایمان خیلی فعال است، شاید حدود پانزده ساله که   همان تولید نصف و نیمه ای هم که داشته، همان هم تعطیل شده است. ما همچنین نه در ارشاد و زیرمجموعه های ارشاد تولیدی داشته ایم و نه در هیچ بخش دولتی دیگری  هیچ بودجه و ساز و کاری برای تولید  موسیقی نداریم.

طرح «هنر برای همه» به سرانجام برسد

به عنوان آخرین حرف این را هم بگویم که اون مساله «هنر برای همه» امیدوارم به سامان و سرانجام برسد. یعنی نهاد حاکمیتی فرهنگ و موسیقی  متولی این باشد که هر از چند گاهی، هر فصلی، هر شش ماهی،  هر سالی، یک سری رخدادهای موسیقی در سراسر کشور برای توده مردم با بلیط های ارزان قیمت که کاملا قابل تهیه برای تمام اقشار جامعه باشد،  یک اتفاق سوشال یا همان اجتماعی باشد که در آن، موسیقی صرفا یک کالای لوکس و مختص قشر مرفه جامعه نباشد.

آرزوی من این است که همین طرح «هنر برای همه» محقق بشود و در اقصی نقاط کشور در مقاطع زمانی مشخص و مناسبت های مشخصی همان هنرمندانی که در سالن های بزرگ با بلیط های غیرقابل تهیه برای قشر محروم جامعه می پردازند، همان ها با تمهیداتی که کاملا قابل اجراست، بتوانند برای تمام اقشار جامعه برنامه اجرا کنند  و این شادی و این نشاط و این امید بین تمام اقشار جامعه به عدالت تقسیم شود. 

البته این را هم بدانیم که طرح «هنر برای همه» یک ایده آل و یک رویا نیست و بنده در عمل آن را به اجرا درآوردم و می توانم پایش بایستم و می توانم قسم بخورم که اگر حمایت حداقلی از این طرح بشود به راحتی در همه جای کشور قابل اجرا خواهد بود.

نظر شما