به بهانه روز ملی سینما؛
وقتی «شهر» در «سینما» روایت میشود
«شهر» فقط خیابان و ساختمان نیست؛ مجموعهای از انسانها، خانوادهها، بحرانها و تجربههای مشترکی است که هر کدام قابلیت روایت دارند. شاید سینما بهترین راوی این داستان همیشگی باشد؛ حتی وقتی خود «شهر» موضوع مستقیم داستان نیست.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ و هنر، موسسه تصویر شهر از مجموعههای وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، طی نزدیک به دو دهه در تولید ۲۸ فیلم سینمایی نقش داشته است؛ کارنامهای که از «میم مثل مادر» و «خونبازی» در سال ۱۳۸۵ آغاز میشود و در سال ۱۴۰۴ به «اردوبهشت»، «سرزمین فرشتهها»، «قایقسواری در تهران» و «نیمشب» میرسد.
از «میم مثل مادر» تا «طهران تهران»
نخستین فصل این کارنامه با «میم مثل مادر» رسول ملاقلیپور و «خونبازی» رخشان بنیاعتماد و محسن عبدالوهاب آغاز میشود. هر دو فیلم، انسان و خانواده را در متن مسائل اجتماعی قرار میدهند؛ از رنج و مسئولیتهای خانوادگی در «میم مثل مادر» تا اعتیاد، آسیبهای اجتماعی و پیچیدگی روابط انسانی در «خونبازی». «میم مثل مادر» در سال ۱۳۸۵ به عنوان نماینده ایران به هشتادمین دوره جوایز اسکار معرفی شد و «خونبازی» نیز در بیستوپنجمین جشنواره فیلم فجر در بخشهای مختلفی از جمله فیلمنامه، بازیگری، تدوین و چهرهپردازی موفق به دریافت سیمرغ شد.
پس از آن، «دعوت» ابراهیم حاتمیکیا، «آواز گنجشکها» مجید مجیدی و «کارناوال مرگ» رضا اعظمیان به این مسیر اضافه شدند. «دعوت» از خلال روایت چند خانواده به تفاوت سبک زندگی و مناسبات انسانی میپردازد و «آواز گنجشکها» زندگی و معاش یک خانواده را روایت میکند؛ فیلمی که در بیستوششمین جشنواره فیلم فجر چهار سیمرغ بهترین کارگردانی، تدوین، موسیقی و چهرهپردازی را به دست آورد.
«طهران تهران» داریوش مهرجویی و مهدی کرمپور، اما نقطهای است که شهر به شکلی مستقیمتر وارد روایت میشود؛ فیلمی که «تهران» را از یک پسزمینه جغرافیایی به بخشی از موضوع و هویت داستان تبدیل میکند.
در ادامه، «طلا و مس» همایون اسعدیان، «نارنجیپوش» داریوش مهرجویی، «ابرهای ارغوانی» سیامک شایقی و «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان هر یک از زاویهای متفاوت به خانواده، روابط انسانی و مسائل اجتماعی نزدیک میشوند. «طلا و مس» برای نگار جواهریان سیمرغ بهترین بازیگر زن و برای همایون اسعدیان جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره فجر را به همراه داشت.
«نارنجیپوش» نیز با طرح موضوع پاکیزگی محیط شهری و مسئولیت شهروندی، یکی از صریحترین نمونههای پیوند سینما و مفهوم شهر در این کارنامه است که در جشنواره فجر سیمرغ بهترین تدوین و جایزه ویژه هیأت داوران را دریافت کرد.
قصههای آدمها و جامعه
«خسته نباشید» افشین هاشمی و محسن قرایی، «گهوارهای برای مادر» پناهبرخدا رضایی، «هیچ کجا هیچکس» ابراهیم شیبانی و «گیتا» از مسعود مددی، دامنه این کارنامه را به سوی روابط انسانی، خانواده، تنهایی و انتخابهای فردی گسترش میدهند. در این آثار، شهر کمتر بهعنوان موضوع مستقل دیده میشود و بیشتر بستری است که تجربههای انسانی در آن شکل میگیرد.
با ورود به نیمه دوم دهه ۱۳۹۰، «ایستگاه اتمسفر» مهدی جعفری، «پشت دیوار سکوت» مسعود جعفری جوزانی و «ماجان» رحمان سیفیآزاد، بخشی از مسائل اجتماعی و خانوادگی جامعه را روایت کردند. در کنار آنها، «سرو زیر آب» محمدعلی باشهآهنگر و «ماجرای نیمروز» محمدحسین مهدویان، مسیر کارنامه را به سمت تاریخ معاصر و دفاع مقدس بردند.
«ماجرای نیمروز» در سیوپنجمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بهترین فیلم، جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و سیمرغ طراحی صحنه و لباس را دریافت کرد. «سرو زیر آب» نیز در جشنواره سیوششم در بخشهای فیلمبرداری و طراحی صحنه موفق به دریافت سیمرغ شد و جایزه «تجلی اراده ملی» را به دست آورد.
در این میان، «فیلشاه» هادی محمدیان تجربهای متفاوت در کارنامه موسسه است؛ پویانماییای که حضور مخاطب کودک و نوجوان را در کنار سینمای اجتماعی، خانوادگی و تاریخی پررنگ میکند. این فیلم در جشنواره سیوششم فیلم فجر دیپلم افتخار و جایزه ویژه «تجلی اراده ملی» را دریافت کرد.
سینما و روایتهای تازه
در دهه ۱۴۰۰، «بدون قرار قبلی» بهروز شعیبی، «بیبدن» مرتضی علیزاده و «احمد» امیرعباس ربیعی، هر کدام قصهای متفاوت از زندگی آدمها در موقعیتهای دشوار را روایت میکنند.
«بدون قرار قبلی» مفاهیمی، چون هویت، بازگشت و مواجهه با گذشته را دنبال میکند و در جشنواره چهلم فیلم فجر، سیمرغ بهترین صداگذاری، سیمرغ زرین بهترین فیلم با نگاه ملی و جایزه «تجلی اراده ملی» را به دست آورد.
«بیبدن» با پرداختن به یک پرونده جنایی و اجتماعی، پرسشهایی درباره عدالت، افکار عمومی، خانواده و نقش جامعه در یک پرونده را مطرح میکند و در جشنواره چهلودوم در بخش بهترین فیلم اول و بهترین کارگردانی فیلم اول نامزد شد.
«احمد» نیز با روایت یک قهرمان معاصر و مواجهه با یک بحران ملی در جشنواره چهلودوم در بخشهای بازیگری، چهرهپردازی و جلوههای ویژه مورد توجه قرار گرفت و جایزه «تجلی اراده ملی» را نیز دریافت کرد.
«مرد آرام» به کارگردانی بهنوش صادقی در سال ۱۴۰۳ به این مجموعه اضافه شد و در جشنواره جهانی فیلم فجر ۴۳ در بخش «جلوهگاه شرق» موفق به دریافت سیمرغ مشارکت و بهترین دستاورد هنری شد.
سال ۱۴۰۴ نیز چهار عنوان تازه به این کارنامه افزود: «اردوبهشت» محمد داودی، «سرزمین فرشتهها» بابک خواجهپاشا، «قایقسواری در تهران» رسول صدرعاملی و «نیمشب» محمدحسین مهدویان.
«اردوبهشت» در جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین کارگردان فیلم اول را دریافت کرد. «سرزمین فرشتهها» نیز در بخشهای بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه و جلوههای ویژه موفق به کسب جایزه شد و برای بازیگران کودک دیپلم افتخار گرفت.
«قایقسواری در تهران» یکی از نمونههای شاخص سالهای اخیر در پیوند سینما با شهر است؛ فیلمی که تهران را هم در عنوان و هم در فضای روایت به یکی از عناصر اصلی داستان تبدیل میکند. در نهایت، «نیمشب» تازهترین عنوان این مسیر در جشنواره چهلوچهارم در بخشهای فیلمنامه، فیلمبرداری، کارگردانی و بهترین فیلم از نگاه ملی مورد تقدیر قرار گرفت.
مرور این ۲۸ فیلم نشان میدهد که «شهر» فقط به نام «تهران» خلاصه نمیشود؛ بلکه انسان، جامعه و تجربه زیستن در شهر را نیز روایت میکند.